.
Untitled
  • 12
  • در باره ما
  • گالري
  • كامپيوتري
  • استاد يعقوب قمري شريف آبادي
  • مطالب سايت
  • صفحه نخست
  • 12
                        
مديريت سايت

مدير محتوايي: مهدي رضواني پور
مدير فني :مرضيه قمري
منوي اصلي
مقالات مدير سايت
 

امكانات سايت


مطالب سايت



  گالري


 
تصاویر تصادفی


اطلاعات كامپيوتري
آموزشها

  معرفي نرم افزار
 
1.    سيستم عامل
2. مالتي مديا 3. گرافيك
4. اينترنت
5. امنيتي
6. كاربردي
7. اداري و دفتري
8. ابزارهاي سي دي
9. سرگرمي
  دانلود ها

  
 
زن: حضرت خديجه(س) اسوه زن مسلمان(2)
نگارش یافته توسط mahdy  
شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388
قسمت دوم

 3. حق ­جويي و حق­ پذيري

بسيارند كساني كه به موجب گرفتاري در غفلت­هاي دنيايي، همچون ثروت و قدرت، چراغ فطرت در وجودشان رو به خاموشي مي­گذارد و به ظلمات خودكامگي و طغيان نفس اماره دچار مي­گردند؛ اما بانوي دو عالم، حضرت خديجه(س) با وجود برخورداري از زر و زيور، جمال و كمال، شهرت و آوازه، و اقتدار و استقلال، هرگز به دام آفت­هاي آنها گرفتار نگشت و پيوسته از فطرت حق ­طلب و حق­ پذير بهره­ مند بود.

روايت شده كه پس از فرود آمدن پياپي فرشته وحي بر پيامبر(ص) و آوردن آيات قرآن، خديجه(س) كم كم با آيات هدايت­بخش و زندگي­ ساز قرآن و نيز با نام جبرائيل(ع) و جايگاه او در پيشگاه خدا آشنا گرديد و روحيه حق ­طلبي، او را بر آن داشت كه به تحقيق در اين زمينه بپردازد تا آگاهانه و با تشخيص صحيح حق، به پذيرش و پيروي از آن مبادرت نمايد.

بنابر اين، ابتدا به سراغ عمويش «ورقه» رفت كه از كشيشان و عالمان آزاد انديش مسيحي بود و در باره جبرائيل(ع) و حالاتي كه از همسرش در هنگام دريافت وحي ديده بود، سؤالاتي پرسيد و ورقه به او گفت: جبرائيل(ع) در سرزميني نازل مي­شود كه خداوند در آن پرستش شود و نويد داد كه خير عظيمي از سوي خدا نازل خواهد شد و محمد(ص) آخرين فرستاده خداوند است كه مژده آمدنش در تورات و انجيل داده شده است. سپس علائم او را از آن دو كتاب آسماني براي خديجه(س) ذكر نمود.   

آن­گاه خديجه(س) براي كسب آگاهي بيشتر به سراغ «عداس» يكي ديگر از پارسايان و كشيشان مسيحي كه پيرمردي سالخورده بود، رفت و نخست پيمان گرفت كه موضوع مورد سؤال را نهان دارد و سپس در باره موارد فوق به مشورت با او پرداخت و او نيز نظري شبيه به نظر ورقه داد.

پس از آن، خديجه(س) جريان ديدار و مشورت با دو پارساي روزگارش، ورقه و عداس را به اطلاع پيامبر(ص) رساند و اين بار به اتفاق يكديگر به ديدار عداس آمدند و آن كشيش پارسا پس از گفتگو با رسول خدا(ص) از آن حضرت خواست تا لباسش را كنار زند و ميان دو شانه­ اش را نمايان سازد. پيامبر(ص) جامه­اش را كنار زد و عداس چون علامتي را كه مي­جست، در ميان دو شانه رسول اكرم(ص) مشاهده كرد، به سجده شكر افتاد و با اطمينان خاطر گفت كه آن حضرت همان پيامبري است كه موسي(ع) و عيسي(ع) آمدنش را نويد داده­ اند.[24]

بدين ترتيب، آن بانوي خرد و انديشه، با احساس اطمينان در دل حق­جوي خويش و با ايمان كامل، راه و رسم نجات­بخش رسول خدا(ص) را برگزيد و تا پايان عمر شريفش در برابر حق تسليم محض بود.

 4. ايثار و فداكاري

خديجه(س) چنان در آراستگي به بخشندگي و فداكاري شهره بود كه ابوطالب(ع) در جريان خواستگاري از او براي محمد(ص) خطاب به خاندانش او را چنين ستود: «اينك برادرزاده ما به خواستگاري دخت گرامي شما كه داراي بخشندگي و سخاوت، و پاكي و عفت مي­باشد، آمده است.»[25]

خديجه(س) نيز در همان مجلس خواستگاري، سخاوت و بخشندگي خود را نشان داد و در كمال خشنودي و رضايت، مهريه خويش را از مال خودش به عهده گرفت و به محمد(ص) هديه داد.[26]

آن بانو در زندگي مشترك با رسول خدا(ص) نيز ثروت خويش را در اختيار همسرش قرار داد؛ تا آنجا كه ابن عباس مي­گويد: «مراد از آيه " وَجَدَكَ عائِلًا فَأَغْنى"[27] بي­ نياز ساختن پيامبر(ص) به وسيله مال و ثروت خديجه(س) است.»[28]

همچنين در جريان محاصره سه ساله پيامبر اكرم(ص) و ياران با وفايش در درّه ابوطالب توسط كفار قريش، يكي از عوامل پايداري پيامبر(ص) و تازه­ مسلمانان در آن شرايط سخت و جانفرسا، افزون بر آزادگي و بزرگ­منشي ابوطالب(ع)، كرامت و بلندنظري و جهاد مالي خديجه(س) بود كه علاوه بر به خطر انداختن جان خويش، براي استقرار اسلام و نجات جان مردم با ايمان، تمام مال و ثروت خويش را ايثار نمود و در راه اعتلاي دين نوپاي اسلام نقش مهمي را ايفا كرد؛ به­ طوري كه گفته ­اند: «كفاها شرفا ان الاسلام لم يقم الا بمالها و سيف علي بن ابي طالب كما روي متواترا؛[29] در شرف و بزرگواري آن بانو همين بس كه اسلام قوام پيدا نكرد جز به مال و ثروت او و شمشير علي بن ابي طالب(ع)؛ چنان كه به تواتر اين مطلب روايت شده است.»[30]

 5. حسن رفتار با همسر

در طول بيست و پنج سال زندگي مشترك با پيامبر خاتم(ص)، پيوسته خديجه(س) همدم و همفكر و همگام با آن حضرت بود و با وجود ثروت و شكوه و جمال و كمال، راه فروتني و اطاعت از همسر بزرگوارش را در پيش گرفت و نه تنها در همان برخوردهاي اوليه از فرط ادب و تواضع خود را كنيز و خدمتگزار او خواند،[31] بلكه در سراسر زندگي مملو از عشق خود با پيامبر(ص) همواره بهترين ياور و مهربان­ترين مونس و وزير و مشاور كارآمد آن حضرت بود؛ به­طوري كه نوشته­ اند: «كانت خديجة وزيرة صدق علي الاسلام و كان رسول الله يسكن اليها؛[32] خديجه(س) وزير راستين اسلام بود و رسول خدا(ص) با [مهر و ملاطفت] او آرامشِ خاطر مي­يافت.»

پيامبر اكرم(ص) قبل از بعثت، هر ماه چند روز و هر سال ماه رمضان را براي عبادت و نيايش عارفانه به غار حِرا مي­رفت و حضرت خديجه(س) نه فقط مانع اجراي برنامه عبادي همسرش و رفتن او به غار حرا نمي­شد، كه خود نيز مشوّق آن حضرت بود و هر بامداد و شامگاه او را بدرقه مي­كرد و در هنگام بازگشت به پيشوازش مي­رفت. گاه برايش آب و غذا مي­برد و مواظب بود تا خلوت عاشقانه همسرش را به هم نزند و گاه غلامان و نزديكان خود را در اطراف كوه حرا به مراقبت از جان گرامي پيامبر(ص) مي­ گماشت و خود به انتظار بازگشتن محبوبش به سر مي­برد.[33]

به خاطر همين جهات، رسول اكرم(ص) نيز همواره به خديجه(س) – چه در زمان حيات او و چه بعد از رحلت جانسوز او - عشق مي­ ورزيد؛ چنان كه روايت شده: «كَانَ لَهَا مُحِبّاً وَ بِهَا وَامِقاً؛[34] پيامبر(ص) نسبت به خديجه(س) محب و عاشق بود.»

و از عايشه نقل شده كه: به هيچ كدام از زنان پيامبر(ص) بسان خديجه – با اينكه او را نديده بودم – دچار حسادت نشدم. آن حضرت هر گاه گوسفندي ذبح مي­كرد، نخست سهم دوستان خديجه را مي­فرستاد. يكبار عصباني شدم و گفتم: چقدر از خديجه مي­گويي! حضرت فرمود: «إني قد رزقت حبها؛[35] عشق و حب به او روزي من شده است.»

 6. راستي و درستي

از نام­ها و القاب حضرت خديجه(س)، «صدّيقه» به مفهوم بسيار راستگو و راست­ كردار مي­باشد. برخي از لغت­ شناسان مي­گويند: «صدّيق [و صدّيقه] كسي است كه گفتار و عقيده و انديشه­ اش راست است و راستگويي خود را با كردار درست ثابت مي­نمايد.»[36]

در فرازي از زيارت­نامه پيامبر اكرم(ص)، آن بانو را به اين صفت در ضمن ديگر اوصاف والاي او مي­ستاييم: «اَلسَّلامُ عَلَي اَزْوَاجِكَ الطَّاهِرَاتِ الْخَيْرَاتِ اُمِّهَاتِ الْمُؤْمِنِينَ خُصُوصًا الصِّدِّيقَةُ الطَّاهِرَةُ الزَّكِيَّةُ الرَّاضِيَةُ الْمَرْضِيَّةُ خَدِيجَةُ الْكُبْرَي اُمُّ الْمُؤْمِنِينَ؛[37] سلام بر همسران پاك و نيكوكردارت كه مادران مؤمنان هستند، به ­ويژه بر آن بانوي صدق و راستي، آن بانوي پاك­سرشت و پاك­منش، آن بانوي خشنود [از خدا] و مورد پسند [خدا]، خديجه كبري كه مادر مؤمنان است.»

‏به ­راستي كه خديجه(س) نمونه راستي و درستي در همه عرصه­ هاي فردي و اجتماعي بود؛ آنسان كه رسول خدا(ص) در زمان رحلت آن بانو و به هنگام بدرقه عزيزش با ديدگاني پر از اشك فرمود: «از خديجه سخن گفتيد؟ كجا همانند خديجه [آن نمونه صداقت و راستي] پيدا مي­شود؟ او در زماني كه مردم مرا تكذيب مي­كردند، تصديقم كرد و در راه دين خدا مرا پشتيباني و حمايت نمود و با ثروت خويش مرا ياري رساند.»[38]

 7. مقاومت و صبوري

به بيان امام صادق(ع)، از آن زمان كه خديجه(س) با پيامبر اكرم(ص) پيمان زندگي مشترك بست، زن­هاي مكه با او قطع رابطه نمودند و ديگر نه به خانه او مي­رفتند و نه به او سلام مي­كردند و نه اجازه مي­دادند كه زني به ديدار او برود. از اين رو، هراس و اندوه وجود خديجه(س) را فرا گرفت؛ اما چون به فاطمه(س) باردار شد، آن عزيزتر از جان از درونش با او سخن مي­گفت و مادر را به صبر و تحمل دعوت مي­نمود.[39]

و آن هنگام كه لحظات سخت ولادت فرزندش فاطمه(س) نزديك مي­شد، هيچ­ كدام از زنان قريش حاضر به ياري حضرت نشدند و از اين جهت نيز خديجه(س) رنج مي­برد كه ناگاه چشمش به جمال چهار بانوي بلند قد كه در سيماي زنان هاشمي بر در سراي او ظاهر شده بودند، روشن شد و يكي از آنان عرضه داشت: اي خديجه! اندوهگين مباش كه ما خواهران تو هستيم و از جانب خدا آمده­ايم تا تو را ياري رسانيم. من ساره [همسر ابراهيم] هستم و اين آسيه دختر مزاحم كه همنشين تو در بهشت است و آن مريم دختر عمران و چهارمي كلثم خواهر حضرت موسي(ع) است. آن­گاه خديجه(س) را در امر طلوع اختر تابناك وجود فاطمه زهرا(س) ياري نمودند.[40]

آري، بانويي كه پيش از ازدواج با رسول خدا(ص) از امكانات مادي فراواني برخوردار بود و زندگي نسبتا آرام و بي­ دغدغه­اي داشت، در طول زندگي مشترك با آن حضرت، انواع رنج­ها و محروميت­ها را پذيرا شد؛ رنج­ها و ناملايماتي همچون از دست دادن پسرانش عبدالله و قاسم و طاهر كه همگي در سنين كودكي از دنيا رفتند،[41] و زخم زبان­ زنان مكه و مشاهده آزار و اذيت­هايي كه همسر محبوبش از طرف مشركان متحمل مي­شد؛ اما او پيوسته در سايه ايمان و اعتقاد به حقانيت دين پيامبر(ص) و در راستاي كسب رضاي پروردگار به صبر و مقاومت در برابر ناملايمات مبادرت مي­ورزيد و به راستي، مصداق بارز اين كريمه گرديد: «وَالَّذينَ صَبَروُا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ... اوُلئكَ لَهُمْ عُقْبَى الدَّار؛[42] و آنهايى كه به خاطر رضايت و خوشنودى پروردگارشان صبورى مى‏كنند... پايان نيكِ سراى ديگر براى آنها است.»

به همين سبب است كه رسول خدا(ص) فرمود: «أُمِرْتُ أَنْ أُبَشِّرَ خَدِيجَةَ بِبَيْتٍ مِنْ قَصَبٍ لَا صَخَبَ فِيهِ وَ لَا نَصَبَ؛[43] به من امر شده كه خديجه را به خانه­اي [در بهشت] از جنس نقره كه در آن نه سر و صدايي است و نه رنج و بيماري، بشارت دهم.»

 نتيجه

بنابر آنچه گفته شد، بينش و منش متعالي حضرت خديجه(س)؛ يعني ويژگي­هايي همانند ايمان و اعتقاد راسخ، نجابت و پاك­دامني، حق­جويي و حق­ پذيري، ايثار و فداكاري، حسن رفتار با همسر، راستي و درستي، و مقاومت و صبوري، از او شخصيت ممتازي ساخته است كه او را به عنوان يكي از بهترين الگوهاي كمال و جمال انساني براي همه مسلمانان به­ويژه بانوان حق­طلب مطرح مي­سازد؛ ويژگي­هاي والايي كه سبب شرافت مقام و كسب امتيازات منحصر بفردي براي آن بانو گرديد، همچون: اصطفا و برگزيدگي از سوي خدا، برخورداري از سلام خداوند و جبرائيل(ع)، مباهات خداوند بر فرشتگان كريمش به وجود او، افتخار مادري بر نسل پاك پيامبر(ص)، بهره­ مندي از كمال انساني، محسوب شدن از جمله اصحاب اعراف، و قرار گرفتن در زمره مقربين بهشتي.


 


[1].  لسان العرب، جمال الدين محمد بن مكرم بن منظور، قم، ادب الحوزه، ج 14، ص 462: «الصفوة: خيار الشى‏ء و خلاصته و ما صفا منه.»

[2]. ر. ك: الميزان في تفسير القرآن، علامه طباطبايي، قم، مؤسسه النشر الاسلامي، 1417ق، ج 3، ص 164.

[3] . آل عمران / 42.

[4] . مناقب آل ابي طالب، محمد بن شهر آشوب، قم، انتشارات علامه، 1379ق، چ 3، ص 322.

[5]. بحار الانوار، محمد باقر مجلسي، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق، ج 37، ص 63.

[6]. شرح نهج البلاغة، عبد الحميد بن ابي الحديد، قم، كتابخانه آيت الله مرعشي، 1404ق، ج 10، ص 266.

[7]. بحار الانوار، ج 99، ص 272.

[8] همان، ج 16، ص 7.

[9]. همان، ص 8.

[10]. همان، ص 78.

[11]. همان، ج43، ص 2.

[12]. مناقب آل ابي طالب، ج 3، ص 335.

[13]. مقتنيات الدرر و ملتقطات الثمر، مير سيد علي حائري طهراني، تهران، دار الكتب الاسلاميه، 1377ش، ج 11، ص 191.

[14]. ر. ك: سوره واقعه و سوره مطففين.

[15]. مطففين / 27- 28: «و مزاجه من تسنيم، عينا يشرب بها المقربون؛ اين شراب [طهور] آميخته با تسنيم است؛ همان چشمه­اي كه مقربان از آن مي­نوشند.»

[16]. بحار الانوار، ج 8، ص 150؛ نيز ر. ك: همان، ج24، ص 6.

[17]. تأويل الآيات الظاهرة، سيد شرف الدين حسيني استرآبادي، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1409ق، ص 182.  

[18]. ديوان امام علي(ع)، قم، انتشارات پيام اسلام، 1369ش، ص 359؛ مناقب آل ابي طالب، ج4، ص 70.

[19]. بحار الانوار، ج 38، ص 211.

[20]. مستدرك الوسائل، محدث نوري، قم، مؤسسه آل البيت(ع)، 1408ق، ج 6، ص 455.

[21].  بحار الانوار، ج 16، ص 8.

[22]. تنقيح المقال في علم الرجال، عبدالله بن محمد حسن مامقاني، نجف اشرف، مطبعة مرتضوية، 1352ق، ج 3، ص 77: «كانت تدعي في الجاهلية طاهرة؛ او در روزگار جاهليت طاهره خوانده مي­شد.»

[23]. بحار الانوار، ج 16، ص 56.

[24]. همان، ج 18، ص 228.

[25]. همان، ج16، ص 69.

[26]. الكافي، شيخ كليني، تهران، دار الكتب الاسلامية، 1365ش، ج 5، ص 374.  

[27]. ضحي / 8: «و [آيا] خداوند تو را فقير نيافت و بي­نياز نمود؟»

[28]. بحار الانوار، ج 35، ص 425.

[29]. تنقيح المقال في علم الرجال، ج 3، ص 77.

[30]. ر. ك: بحار الانوار، ج 19، ص 1 و 16.

[31]. ر. ك: الانوار في مولد النبي(ص)، احمد بن عبدالله بكري، قم، انتشارات شريف رضي، 1411ق، ص 304.

[32]. كشف الغمة، علي بن عيسي اربلي، تبريز، مكتبة بني هاشمي، 1381ق، ج 1، ص 511.

[33]. ر. ك: الغدير في الكتاب و السنة، علامه اميني، تهران، دار الكتب الاسلامية، 1372ق، ج 3، ص 238.  

[34]. بحار الانوار، ج 16، ص 78.

[35]. العمدة، يحيي بن حسن حلي، قم، انتشارات جامعه مدرسين، 1407ق، ص 393.

[36]. تاج العروس، سيد محمد مرتضي حسيني، بيروت، دار الفكر، 1414ق، واژه صدق.

[37]. بحار الانوار، ج 100، ص 189.

[38]. همان، ج 43، ص 130.

[39]. همان، ج 16، ص 80.

[40]. همان، ج 6، ص 246.

[41]. ر. ك: وسائل الشيعة، شيخ حر عاملي، قم، مؤسسة آل البيت(ع)، 1409ق، ج 3، ص 243 و 244.

[42]. رعد / 22.

[43].  بحار الانوار، ج 16، ص 7.



کلمات کليدي : حضرت خديجه(س) جمال و كمال پيامبر(ص) قرآن تورات و انجيل جبرائيل(ع) خداوند ورقه و عداس موسي(ع) و عيسي(ع) ابوطالب(ع) محمد(ص) ايمان عاشقانه عايشه اصحاب اعراف زمره مقربين
 

 

مرتبط با موضوع :

 فاطمه(س) سرّ خفا  [شنبه، 30 مرداد ماه ، 1389]
 زنان نمونه در قرآن  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 ستاره اي در آسمان طهارت  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 حضرت خديجه(س) اسوه زن مسلمان(1)  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : sum27yag
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
 
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

اشتراک گذاري مطلب