(نگاهي گذرا به شخصيت حضرت معصومه(س) در آيينه قرآن و حديث) مهدى رضوانى پور
مقدمه
آسمان تاريخ بشريت، مملو از درخشش ستارگاني است كه با انوار ايمان، اخلاص، عبوديت، پارسايى و طهارت خويش، گستره جهان را.....
زينت بخشيده و فروغ هدايت را بر بنى آدم ارزانى داشته اند؛ جلوههاى حسنايى كه زيبندهترين نقش انسانى در نگارستان هستى بودهاند و نسيم روح بخش معنويت را از بهشت ضميرشان بر كوير جامعه بشرى روان نموده و سراى دنيا را به شميم دلنواز عشق و معرفت ولايى عطرآگين ساخته و به طره گشايى از جمال بى مثال رحيمى در عالم ناسوت پرداخته اند.
در اين ميان، نه تنها مردان صاحبدلى همچون انبيا و اولياى الهى قاموس وجود را به نام خود مزين نمودهاند، بلكه زنان عفيف و مؤمنى نيز بودهاند كه جهان ملك را با حضور ملكوتى خويش منور ساخته اند. در عظمت و والايى اين زنان همين بس كه الگو و اسوه حسنه هم براى زنان اهل ايمان و هم براى مردان جوينده كمال مىباشند؛ چنان كه قرآن كريم، آسيه دختر مزاحم، همسر فرعون، و مريم دختر عمران(س) را به عنوان مَثَل براى اهل ایمان مطرح مىنمايد:
«و خداوند مثلى براى مؤمنان زده، به همسر فرعون، در آن هنگام كه گفت پرورگارا! خانهاى براى من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و عمل او نجات ده و مرا از قوم ظالم رهايى بخش! و به مريم دختر عمران مثل زده كه دامان خود را پاك نگه داشت، و ما از روح خود در او دميديم و او كلمات پروردگارش و كتابهاى او را تصديق كرد و از مطيعان فرمان خدا بود.»(1)
همچنین از خاندان پاک عصمت و طهارت(ع) نیز بانوان بی نظیری وجود داشته اند که به یقین الگوی عالمیان بوده و هستند و در بین ایشان میتوان به حضرت فاطمه زهراء(س) سیده زنان، و حضرت زینب(س) صابره زنان، و حضرت فاطمه معصومه(س) شفیعه روز جزا، اشاره کرد.
در اين نوشتار، سعى نمودهايم نگاهی گذرا به شخصیت الهی و معنوی حضرت فاطمه معصومه(س) به ویژه صفت طهارت و معصوميت آن بانوى فرشته سيرت آسمانی بیندازیم؛ ستاره فروزانى كه در سپهر ايمان و پاكدامني تلألؤ ويژهاى داشته و هستى را به يمن انوار زيبنده خويش مفتخر ساخته است.
معصومه آل طه(ع)، ياس خوشبوى گلستان ولايت كه بهار زندگىاش خيلى زود به خزان تبديل گشت، تالى تلو معصوم و گنجينه بىپايان الهى است كه راز سر به مهر رحيمى و سرّ روح نواز رحمانى را در دل دارد و كوثر حيات بخش بهشتى است كه سرزمین قم را به زلال قدسى حضورش، روح معرفت و حيات طيّبه معنويت بخشيده است:
«رُوِىَ اَنّ بِقُمْ مَوْضعَ قَدَمِ جِبْرِئِيل وَ هُوَ الْمَوضعُ الَّذِى نَبَعَ منه الْمَاءُ الَّذِى مَنْ شَرِبَ مِنْهُ أَمِنَ مِنَ الَّداءِ وَ مِنْ ذَلكَ الْمَاءِ عُجِنَ الطّينُ الَّذِى عُمِلَ مِنْهُ كَهَيئَةِ الطَّيْرِ وَ مِنْهُ يَغتَسِلُ الرضا عليه السلام؛(2) روايت شده است كه در قم جاى پاى جبرئيل است و آن جايى است كه آب جوشيد؛ آبى كه هر كس بنوشد از بيمارى در امان مىماند و از آن آب، گلى سرشته شد كه با آن مانند شكل پرنده [به دست عيساى مسيح(ع)] ساخته شد و امام رضا(ع) با آن غسل نمود.»
فضيلت خانوادگى
شخصيت معنوى و اخلاقي هر كس تا حدّ زيادى وابسته به ايمان و تقواى پدر و مادر و محيطى است كه در آن پرورش مىيابد و روحيات و اخلاق نيك والدين است كه در آيينه تمام نماى فرزند تجلى مىنمايد و حتى قبل از تولد، شالوده سعادت و خوشبختى را در وجود او بنا مىكند. حضرت فاطمه معصومه(س) در خاندان رسالت و ولايت ديده به جهان گشود، در حالى كه پدرش، امام هفتم شیعیان، حضرت موسى بن جعفر(ع) به شهادت تاريخ، امام كبيرالقدر، عظيمالشأن، كثيرالتهجّد، مُجدّ در اجتهاد و مواظب بر طاعات و عبادات و مشهور به كرامات بود. شب را با قيام و سجود به روز مىآورد و روز را با صيام و صدقه به آخر مىرسانيد. به سبب حلم بسيار و گذشت او از جرم تقصير كنندگان در حقش، كاظم خوانده شد و كسى را كه به او بدى مىكرد با عفو و احسان جزاى نيك مىداد و به جهت زيادى عباداتش به عبد صالح معروف شد.(3)
و مادر حضرت معصومه(س)، معروف به «تكتم» يا «نجمه» كه همان مادر امام رضا(س) مىباشد، زنى از مغرب زمين و كنيز آزادهاى است كه قبل از ازدواج، در خانه «حميده»، مادر امام كاظم(س)، به عبادت عاشقانه و خدمت صادقانه مشغول بود و به نقل ابن بابويه: «آن جاريه سعادتمند بهترين زنان بود در عقل و دين و حيا، و خاتون خود حميده را بسيار تعظيم مىنمود و از روزى كه او را خريد، هرگز نزد او نمىنشست براى تعظيم و اجلال. پس حميده روزى به حضرت امام موسى(ع) گفت: اى فرزند گرامى! تكتم جاريهاى است كه من از او بهتر نديدهام در زيركى و محاسن اخلاق و مىدانم هر نسلى كه از او به وجود آيد، پاكيزه و مطهر خواهد بود و او را به تو مىبخشم و از تو التماس مىكنم كه رعايت حرمت او بنمايى.»(4)
در حريم بهشتى چنين خانوادهاى است كه غنچه وجود فاطمه معصومه(س) بيست سال و اندى پس از تولد على بن موسى الرضا(ع) شكفته شد و در پرتو تعليم و تربيت معنوى پدر و مادر، مراحل رشد و تعالى در عرصه شناخت و ايمان را طى نمود؛ به طورى كه گفته مىشود: «در ميان فرزندان امام كاظم(ع) با آن همه كثرتشان بعد از امام رضا(ع) كسى هم سنگ حضرت معصومه(س) نبود.»(5) و به فرموده شيخ عباس قمى: «و اما دختران حضرت موسى بن جعفر(ع) بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آنها سيده جليله معظمه، فاطمه بنت موسى(ع) معروف به حضرت معصومه(س) است.»(6)
طهارت و معصوميت
به طور كلى، وجود زن، مظهر جمال الهى و جلوه حسناى رحيمى است كه به بيان روايى «اَكْثرُ الخَيرِ فِى النِّسَاءِ»(7) خير كثير و موهبت عظيم براى جامعه انسانى به شمار مىرود و نقش بسزایی در رشد و ترقی اجتماع ایفا مینماید و او است كه در پرتو ايمان و طهارت خويش مىتواند زمينه تعالى و عروج خود و ديگران را از اسفل سافلين عالم ملك و عروج به فراز اعلا عليين ملكوت فراهم نمايد؛ چرا كه رشد و تعالى و دريافت حقايق و لطايف الهى و دستيابى به مخزن الاسرار معارف رحمانى به بيان «لاَ يَمَسُّه اِلاَّ الْمُطَهَّرُون»(8) جز براى طهارت پيشگان ميسور نبوده، و ورود به جنت نعيم ربوبى جز براى پاكان ممكن نمىباشد؛ زيرا كه: «خَلَقَ اللَّه الجَنّةَ طَاهِرةً مطهرةً؛(9) خداوند بهشت را پاك و پاكيزه آفريد.»
طهارت و عصمت به معناي عام كه جز بازداشتن نفس و نگه دارى آن از آلودگى غفلت و گناه نيست، در مورد زن پاك سرشتى چون مريم عذرا(س) تحت تكفل و صيانت بنده خالص خدا، حضرت زكريا(ع) و در حريم سرشار از ايمان او است كه جلوه مىنمايد و مرواريد وجودش به نهايت جلا و صفاى بهشتى نايل مىشود و آن گاه شايسته اين خطاب ملكوتى مىگردد كه: «يَا مريمُ اِنَّ اللَّه اصطفاكِ و طهّركِ و اصطفاك علي نساء العالمين؛(16) اى مريم! همانا خداوند تو را برگزيد و پاك نمود و بر تمام زنان عالم برتري داد.»
طهارت و عصمت حضرت مريم(س) حتى در آيين مسيحيت نيز از عقايد اساسى به شمار مىرود؛ به طورى كه گفته مىشود: «در سال 1854 ميلادى، پاپ پيس نهم قاعدهاى وضع كرد و مسأله عصمت و طهارت مريم عذرا را طرح نمود و آن را يكى از اصول دين مسيحيت اعلام داشت.»(17)
دختر عمران به همراه فرزندش عيساى مسيح(ع) به جهت همين حفظ گوهر طهارت و پاكى ضميرشان مىباشد كه آيت و نشانه حق قرار گرفته و در جايگاه رفيع بهشتى مأوا گزيده و از چشمه سار نعمات الهى بهرهمند گشتهاند:
«و جَعَلْنَا ابْنَ مريمَ و امَّهُ ءَايةً اوَيْناهُما الى رَبوةٍ و ذاتِ قرارٍ و مَعينٍ؛(18) و پسر مريم و مادرش را آيتى گردانيديم و آن دو را در مكانى رفيع و صاحب آرامش و آب جارى جاى داديم.» و بدين وسيله، حجت بر ساير زنان عالم تمام گرديده و جاى هيچ گونه عذر و بهانهاى براى زنان عالم باقى نمانده است؛ چنان كه امام صادق(ع) مىفرمايد:
«زن زيبايى را كه به خاطر زيبايىاش به فتنه دچار شده است، روز قيامت مىآورند. آن زن مىگويد: اى پروردگار من! خلقتم را نيكو نمودى و همين باعث شد با اين مشكلات مواجه شدم. در اين هنگام، مريم(س) آورده مىشود و از آن زن پرسيده مىشود: تو زيباترى يا اين زن؟ ما او را زيبا گردانيديم، ولى او به فتنه دچار نگشت.»(19)
فاطمه معصومه(س) دختر امام موسى بن جعفر(ع) نيز از جمله بانوان نادرى است كه باديه پيماى وادى عصمت و طهارت و تالى تلو معصوم بوده است. وى به جهت صفاى ضمير و عفاف و طهارت مادرش، نجمه خاتون(20) و به واسطه برخوردارى از تعاليم هدايت بخش دين و قرآن در حريم امن پدرش، امام كاظم(ع) و سپس در مأمن ايمانى برادرش، امام رضا(ع) و به سبب بهرهمندى از طاعت و بندگى خالصانه به درگاه رب العالمين به آن درجه از كمال معنوى و صفاى باطنى رسيد كه از آلايش به تيرگى گناه و معصيت پاك ماند و توسط برادر بزرگوارش، على بن موسى الرضا(ع) ملقب به صفت «معصومه» گرديد، آنجا كه فرمود: «مَنْ زارَ المَعصومةَ بِقم كَمنْ زارَنِى؛ (21) كسى كه [فاطمه] معصومه را در قم زيارت كند، مثل آن است كه مرا زيارت كرده است.»
همچنين در فرازى از زيارتنامه دوم كريمه اهل بيت(س) او را به اين اوصاف متعالى مورد خطاب قرار مىدهيم كه: «السلامُ عَليكِ اَيَّتُها الطاهرةُ الحميدةُ البرّةُ الرشيدةُ النَّقيَّةُ التقيةُ؛(22) سلام بر تو اى بانوى پاك و ستايش شده، نيكو كردار و هدايت شده و پرهيزگار و وارسته!»
هاتف اصفهانى نيز در مدح طهارت و عصمت آن زهره آسمان ولا چنين سروده است:
بنت شاه اوليا موسى بن جعفر فاطمه كش بود روح القدس بيرون درگه چاكرى
ماه بطحا زهره يثرب چراغ قم كه دوخت دست حق بر دامن پاكش ز عصمت چادرى(23)
رجعت به سوي پروردگار
معصومه اهل بيت(ع) پس از هفده روز عبادت و انس با معبود در شهر شيعه نشين قم و در منزل موسى بن خزرج، بزرگ خاندان اشعرى، در اثر شدت بيمارى به سوى فردوس برين رحلت نمود و به مصداق آيه «يَا اَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِى اِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَةً»(24) با نفسى مطمئنه، در حالى كه راضى به قضاى ربوبى و مرضىِ الهى بود به ديدار ربّ خويش شتافت؛ چنان كه در زيارتنامه آن خاتون با اوصاف «الرّضيةُ الْمرضية؛(25) بانوى شايسته و پسنديده.» نسبت به ساحت اقدسش عرض سلام و ادب مىنماييم.
بعد از وفات حضرت معصومه(س)، شهر قم غرق در ماتم و غم شد. پيكر مقدس حضرتش را بعد از غسل و كفن به سوى قطعه زمينى به نام «بابلان» كه متعلق به موسى بن خزرج بود، تشييع كردند؛ ولى به هنگام دفن، آل سعد بر سر كسب افتخار تدفين آن شفيعه روز جزا اختلاف نمودند و به گفتگو پرداختند و بالاخره تصميم گرفتند اين كار را به پيرمرد صالحى به اسم «قادر» بسپارند.
مردم در انتظار آمدن آن پيرمرد مؤمن به سر مىبردند كه ناگاه دو سوار را ديدند، با روى پوشيده، از جانب ريگزار به سوى آنان مىآيند. چون به نزديك جنازه رسيدند، پياده شدند و بر آن نماز خواندند و سپس پيكر حضرت معصومه(س) را به داخل سردابى كه از قبل مهيا شده بود، بردند و به خاك سپردند و بدون آنكه با كسى سخنى بگويند، بيرون آمده، سوار شدند و رفتند و كسى هم آنها را نشناخت.(26)
لكن بنا به اظهار صاحب كتاب «تاريخ قم» محتمل است كه يكى از آن دو، پدر بزرگوارش، موسى بن جعفر(ع) و ديگرى برادر عالى قدرش، حضرت رضا(ع) بوده باشند؛ اما قدر مسلم، آنان از جمله اولياى الهى بودهاند و ماجرای مذکور خود دلالت بر منزلت والاى كريمه اهل بيت، فاطمه معصومه(س) و نهايت جلالت قدر وى دارد.
شايان ذكر است كه بعد از مراسم تدفين، موسى بن خزرج، بزرگ مردم قم، سايبانى از حصير و بوريا بر قبر شريف آن حضرت برافراشت و اين سايبان برقرار بود تا زمانى كه حضرت زينب، دختر امام جواد(ع) وارد قم شد و قبّهاى آجرى بر آن مرقد مطهر بنا نمود.(27) پس از روزگارى خود او نيز در اين شهر به ديار باقى شتافت و جسم پاكش در جوار حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.(28)
و اينك حرم مطهر آن شفيعه روز جزا، روضهاى از رضوان الهى و گلزارى مشحون از روح و ريحان بهشتى در دل كوير تفتيده دنيا و بابى از ابواب خلود در جنت نعيم فلاح و رستگارى است كه چشمه سار علم و معرفت را از معدن فيوضات ربوبى بر تشنگان وادى شناخت جارى مىنمايد؛ آستان مقدسى كه پيوسته مهبط كروبيان و قدسيان عالم ملكوت و كعبه آمال شيفتگان آل عصمت و شيعيان اهل ولايت است و چون شمعى فروزان پروانگان پاك باخته را به طواف خويش فرا مىخواند و حيات طيّبه رحيمى را بر رواق دلهايشان روان مىسازد:
خاك قم گشته مقدس از جلال فاطمه نور باران گشته اين شهر از جمال فاطمه
گر چه شهر قم شده گنجينه علم و ادب قطرهاى باشد ز درياى كمال فاطمه
تابش شمع و چراغ و كهرباى نورها باشد از نقد جمال بى مثال فاطمه(29)
(چاپ شده در روزنامه كيهان 1386/1/29)
پاورقيها:
1) سوره تحريم: 66، آيه 11 و 12.
2) سفينة البحار، شيخ عباس قمى، قم: دار الاسوة، دوم، 1416 ق، ج 7، ص 359 و در بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، تهران: شركت طبع بحارالانوار، 1392 ق، ج، 57، ص 217، ح 47، با اندكى تفاوت.
3) منتهى الآمال، شيخ عباس قمى، تهران: كتابفروشى اسلاميه، 1338 ش، ص 779، با اندكى تغيير.
4) حضرت معصومه فاطمه دوم، محمد محمدى اشتهاردى، قم: علامه، اوّل، تابستان 1375 ش، ص 860.
5) تواريخ النبى و الآل، ص 65.
6) منتهى الآمال، ص 843.
7) من لا يحضره الفقيه، محمد بن على بن الحسين الصدوق، نجف: دار الكتب الاسلامية، 1377 ق، ج 3، ص 385، ح 4352.
8) سوره واقعه: 56، آيه 79: «مس نمىكنند آن [كتاب مكنون] را مگر پاك شدگان.»
9) المحاسن، ابى جعفر احمد بن محمد بن خالد البرقى، تهران: دار الكتب الاسلامية، 1370 ق، ج 1، ص 139، ح 29، از امام صادق(ع).
10) سوره نساء: 4، آيه 1.
11) بحارالانوار، ج 103، ص 224.
12) سوره نساء: 4، آيه 34.
13) بحارالانوار، ج 103، ص 240، ح 1.
14) سوره تحريم: 66، آيه 6.
15) نهج البلاغة، به قلم سيد علينقى فيض الاسلام، 1392 ق، نامه 31.
16) سوره آل عمران: 3، آيه 42.
17) جهان مسيحيت، اينار مولند، ترجمه محمد باقر انصارى و مسيح مهاجرانى، تهران: امير كبير، اول، 1368 ش، ص 120.
18) سوره مؤمنون: 23، آيه 50.
19) بحارالانوار، ج 14، ص 192، ح 1.
20) چنان كه حميده، مادر امام كاظم(ع)، درباره تكتم (نجمه) به آن حضرت گفته بود: هر نسلى كه از او به وجود آيد، پاكيزه و مطهر خواهد بود.
21) ناسخ التواريخ، موسى بن جعفر(ع)، عباسقلى خان سپهر، تهران: كتابفروشى اسلاميه، مرداد 1353 ش، ج 7، ص 337.
22) انوارالمشعشعين، محمد على نائينى كچوئى قمى، تحقيق محمد رضا انصارى قمى، قم: كتابخانه آية الله العظمى مرعشى نجفى، اول، 1381 ش، ج 2، ص 285.