.
Untitled
  • 12
  • در باره ما
  • گالري
  • كامپيوتري
  • استاد يعقوب قمري شريف آبادي
  • مطالب سايت
  • صفحه نخست
  • 12
                        
مديريت سايت

مدير محتوايي: مهدي رضواني پور
مدير فني :مرضيه قمري
منوي اصلي
مقالات مدير سايت
 

امكانات سايت


مطالب سايت



  گالري


 
تصاویر تصادفی


اطلاعات كامپيوتري
آموزشها

  معرفي نرم افزار
 
1.    سيستم عامل
2. مالتي مديا 3. گرافيك
4. اينترنت
5. امنيتي
6. كاربردي
7. اداري و دفتري
8. ابزارهاي سي دي
9. سرگرمي
  دانلود ها

  
 
امام: اصول ومباني تأويل قرآن ازديدگاه امام خميني2
نگارش یافته توسط mahdy  
شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388
قسمت دوم

3-   2. معنای کلام و رابطه آن با کتاب

از دید اهل معرفت، هر فردی از افراد وجود، کلمه­ای از کلمات خداوند متعال است و جلوه و ظهور آن ذات یگانه؛ چرا که «کلام به معنای تأثیر متکلم در مخاطب است به قوّه­ای که تابع اراده او باشد و به آن وسیله، آنچه در نفس اوست به مخاطب، ابراز شده و به او رسانده شود و ایجاد حق تعالی، اعیان ممکنات را نیز چنین است؛ زیرا آنها کلمات و حروف خدای تعالی هستند که آنها را به وسیله حرکت حبی غیبی از نفس خود اظهار نموده تا به وسیله این کلمات، خداوند و اسما و صفات او شناخته شود.» (قونوی، ص 74)

بنابراین، تمامی موجودات کلام الهی خوانده می­شوند؛ بدین جهت که نشانه و آیه ذات الهی هستند. امام خمینی(س) با تمثیل کلام الهی به کلام انسان در ظهور آنچه در خفاست، کلام خدا را تجلی او می­داند که از اراده و قدرت او نشأت می­گیرد و وسیله ­ای است برای شناخت او: «و از مثلهای اعلا برای شناخت آفرینندۀ انسان، شناخت کلام او است. پس باید دانست که کلام از هوایی که از باطن انسان بیرون می­آید و با سیر کردن به منازل خارج و گذشتن از مراحل سیر به خارج، تعینی به خود می­گیرد و از عالم غیب به شهادت ظاهر شده و از آنچه در ضمیر و خاطر گوینده و در نهاد اوست، خبر می­دهد و باطن مقصد و حقیقت امر او را کشف می­کند. پس گوینده که کلام را انشاء و ایجاد می­کند و آن را از عالم غیب به عالم شهادت فرود می­ آورد و از آسمان نهاد به مرحلۀ ظهور می­رساند، به خاطر آن حب ذاتی است که به بروز دادن کمالات باطنی و ظاهر نمودن ملکات درونی خود دارد. پس پیش از آنکه انشاء سخن کند، کمالاتش در مرتبۀ خفا می­باشد و چون اظهار آن کمالات را دوست دارد و عاشق اعلان آنهاست، از این جهت ایجاد و انشاء کلام می­کند تا قدر و مقامش شناخته شود... و اهل معرفت گفته­ اند: تکلم حضرت حق تعالی عبارت از تجلی حق است كه چون اراده و قدرتش تعلقت بگيرد كه آنچه را كه در غيب است، اظهار کند و ایجاد نماید، آن تجلی حاصل می­شود.» (امام خمینی، شرح دعای سحر، ص 91-92) حال، جای این پرسش است که رابطه کلام الهی با کتاب الهی چیست؟ آیا دو چیزند یا با همدیگر متحدند؟

پاسخ این است که کلام وقتی ثبت و ضبط شود، کتاب می­گردد و به عبارت دیگر، کلام وقتی تشخیص یابد، کتاب می­شود؛ چنان که گفته ­اند: «کلام، عبارت است از اجتماع حقایق بسیط که به اعتبار کسب کردن نقش تعین، کتابت است.» (فناری، ص 586) بنابراین، هر کلامی، کتاب است و هر کتابی کلام و اگر تفاوتی بین کلام و کتاب باشد، اعتباری و نسبی است.(2) مقصودی که بیان شده است، اگر با فاعل آن مقایسه شود، کلام است و اگر با قابل آن سنجیده شود، کتاب است. (قوامی شیرازی، ج 7، ص 11) بدین جهت، برخی بر این باورند که جانهای وجودی را اگر به حق نسبت دهیم، کلام، و اگر به خلق نسبت دهیم، کتاب است. پس می­توان کتاب خدا را، کلام خدا و کلام او را، کتاب او نامید. (ر. ک: محمدی آرانی، ص 136-137)

حضرت امام با توجه به این موضوع، حقیقت قرآن را قبل از تنزل، کلام نفسی خداوند که از شئون ذاتیه اوست، دانسته و فرموده است: «حقیقت قرآن شریف الهی قبل از تنزل به منازل خلقیه و تطور به اطوار فعلیّه از شئون ذاتیه و حقایق علمیه در حضرت واحدیت است و آن حقیقت کلام نفسی است که مقارعه ذاتیه در حضرت اسمائیه است.» (امام خمینی، آداب الصلوۀ، ص 181)

همچنین راه درک و شناخت کتاب الهی و کلام الهی را طهارت ضمیر و نور باطنی معرفی نموده و فرموده است: «اگر تو را دلی باشد که با انوار الهی نورانی باشد و روحی که  اگر تو را دلی باشد که با انوار الهی نورانی باشد و روحی که با اشعۀ روحانی روشن باشد و چراغ زیتونیِ قلبت هر چند بدون تماس با شعلۀ تعلیمات خارجی روشن شده باشد و آن نور باطنی را که پیش پایت را روشن می­سازد، به قدر کافی داشته باشی، به طور مسلم سرّ کتاب الهی برای تو منکشف خواهد شد، مشروط بر اینکه طهارتی را که در مسّ کتاب الهی لازم است، داشته باشی؛ و حقیقت کلمۀ الهی و غایت تکلم حق تعالی را در آیینۀ مَثَل اعلی و آیت کبری خواهی شناخت و اینکه مراتب وجود و عوالم غیب و شهود همگی کلام الهی است که به وسیلۀ هوایی که عبارت است از مرتبۀ عماء از مرتبۀ هویت عینیه خارج گشته و به خاطر حب ذاتی که به اظهار کمال خود داشته، از آسمان الهیت نازل شده و تجلی به اسماء و صفاتش فرموده تا شأن و منزلتش شناخته شود؛ چنان‌که در حدیث است: «من گنجی پنهانی بودم، و چون دوست داشتم که شناخته شوم، خلق را آفریدم تا شناخته شوم.» و از علی(ع) است که فرمود: «به تحقیق که خدای تعالی در کلامش برای بندگانش تجلی کرده، ولی آنان بصیرت ندارند و تجلی او را نمی­بینند.»

و از آن حضرت است: «خدا به هر چیزی که ارادۀ وجود آن را داشته باشد، می­گوید: «باش» آن هم به وجود می­آید، ولی این گفتن نه به واسطۀ صدایی است که به گوش برسد و نه آوازی که شنیده شود، بلکه کلام خدای سبحان عبارت از فعل اوست.» (امام خمینی، همان، ص 91-92)

 3- 3.  اقسام و مراحل کتاب

از دیدگاه عرفا، کتاب الهی دو نوع است: «کتاب تدوین» که همان قرآن مجید است و «کتاب تکوین» که عبارت از همه جهان هستی است و خود بر دو قسم می­باشد: «کتاب آفاقی» که عالم غیر انسانی است و «کتاب انفسی» که جان انسانی است؛ چنان که امام صادق(ع) فرمود: «اعلم ان الصورۀ الانسانیۀ هی اکبر حجج الله علی خلقه و هی الکتاب الذی کتبه بیده...» (آملی، ص 383) «بدان که صورت انسانی بزرگ­ترین حجتهای الهی است بر خلقش و او همان کتابی است که خداوند به دست خود نگاشته است... .»  و در شعر منسوب به امیر المؤمنین علی(ع) آمده است:

      دوائک فیک و لا تبصر                       و دائک منک و لا تشعر

      انت الکتاب المبین الذی                     باحرفه یظهر المضمر

      اتزعم انک جرم صغیر                و فیک انطوی العالم الاکبر (سبزواری، ص 67)

یعنی «داروی شفا بخش تو در دست خود توست، ولی نمی­بینی و منشأ بیماری­ات خودت هستی، ولی نمی­دانی. تو کتاب روشنی هستی که با حرفهایش، آنچه در نهان است، آشکار می­گردد. آیا گمان کردی که تو تنها جسم کوچکی هستی! و حال آنکه عالمی کبیر در درون توست.»

هر یک از این اقسام کتاب، دارای ظهر، بطن و مراتب هفت­گانه و بلکه هفتادگانه از بالاترین مراتب عوامل جبروت و ملکوت تا پایین­ترین مراتب عالم ملک می­باشد و بدین ترتیب، قرآن کریم، این کتاب تدوین الهی، همه منازل را در هم پیچیده و از مقام غیب، نزول کرده تا به مرحله شهادت و عالم ملک در قالب الفاظ و حروف در آمده است. گرچه کلام الهی از جهت نزول دارای مراتب فراوان است، اما حقیقت واحدی است که در مقام اطلاقش، همان صورت علم حق است که عین ذات اوست و نزول آن، از این مرتبه تا به عالم لفظ و صوت و نقش و کتب، تنزل و تجلی همین حقیقت است. ضمیر «ه» در آیه شریفه «اِنّا اَنزَلناهُ...» بر همین حقیقت واحد منطبق می­گردد که مطابق رأی عرفا به «هویت مطلقه» و ذات مقدس الهی اشارت دارد و تمامی مراتب آن از عالی­ترین مراتب - «انا انزلناه فی لیلۀ القدر» (قدر/1)، «انا انزلناه فی لیلۀ مبارکۀ» (دخان/3) - تا به مرحلۀ صوت و نقش «و کذلک انزلناه قرآنا عربیا» (طه/113)، تنزلات مراتب متعدد هستی و اطوار نور علم است. (ر. ک: حسن­ زاده آملی، ص 43)

امام خمینی(س) با توجه به تقسیمات کتاب به تکوینی و تدوینی، هر یک از آنها را دارای بطون می­داند و بر لزوم توقف نکردن بر ظاهر کتاب آسمانی قرآن تأکید می­ورزد و می­فرماید: «بدان همان­طور که از برای کتاب تدوینی الهی به اعتباری هفت بطن که جز خدا و پایداران در علم کسی را از آن بطون آگاهی نیست و آن معانی را مس نمی­کند، مگر کسانی که از حدثهای معنوی و اخلاق پست و بد، پاک و پاکیزه بوده و با فضایل علمی و عملی آراسته باشند و هر کس به هر مقدار که منزه­ تر و مقدس­تر است، تجلی قرآن بر او بیشتر و حظّ و نصیبش از حقایق قرآن فراوان­تر خواهد بود، همچنین است کتابهای تکوینی الهی چه کتابهای انفسی و چه کتابهای آفاقی، و این دو کتاب تدوینی و تکوینی از این جهت کاملا مانند یکدیگرند. پس از برای کتابهای تکوینی نیز هفت بطن و یا هفتاد بطن است که تأویل و تفسیر آنها را کسی نمی­داند، مگر افرادی که از کثافتهای عالم طبع و حدثهای آن منزه باشند و آنها را لمس نمی­کند، مگر پاکیزگان؛ زیرا آنها نیز از نزد پروردگار رحیم نازل شده­اند.

پس ای مسکین! در راه پروردگارت مجاهده کن و دل خود را پاک گردان و از تسلط شیطان بیرون شو و کتاب پروردگارت را قرائت کن و بالا برو، و آن را با تفکر و تأمل بخوان و در قشر و ظاهر آن متوقف مباش و خیال مکن که کتاب آسمانی و قرآن نازل شدۀ ربّانی به جز این قشر و صورت نیست؛ چه آنکه بر صورت توقف کردن و در عالم ظاهر معتکف شدن و به مغز و باطن تجاوز نکردن، مرگ است و هلاکت و اصل ریشه­ های جهالتها و سنگ اساسی انکار نبوتها و ولایتهاست؛ زیرا نخستین کسی که خود در مرحلۀ ظاهر ایستاد و چشم دلش از حظّ باطن کور شد، شیطان لعین بود؛ چون ظاهر آدم(ع) را دید و امر بر او مشتبه شد و گفت: «مرا از آتش آفریدی و او را از گل، و من از او بهترم.» (اعراف/ 12) چون آتش از گل بهتر است. و نفهمید که باطن آدم را درک نکردن و فقط به ظاهرش نگاه کردن بدون آنکه مقام نورانیت و روحانیت او را نیز ببیند، از مذهب برهان بیرون رفتن و مغالطۀ در قیاس است. چنان که در اخبار اهل بیت(ع) رسیده است.» (امام خمینی، شرح دعای سحر، ص 94-96) بنابراین، کتاب تدوینی الهی (قرآن)، جلوه ذاتی حق تعالی است که همچون کلام و کتاب تکوینی الهی بر حسب درجه تجلیات، دارای مراتب باطنی و ظاهری است و جامعیت آن تا به حدّی است که مانند ذات الهی، معانی آن پایان ناپذیر است.

 4. امکان حصول علم تأویل برای غیر معصومین(ع)

امکان دست­یابی به علم تأویل قرآن برای غیر معصومین(ع) از دیگر مبانی تأویلی امام خمینی(س) است. این مبنا بر خلاف عقیده­ای است که تأویل قرآن را در انحصار رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) به عنوان راسخان در علم می­داند و دیگران را از نزدیک شدن به حریم این علم بر حذر می­دارد.

امام خمینی(س) اگر چه در یک جا فرموده است: «ما به رأی خودمان نمی­توانیم قرآن را تأویل کنیم. ما باید: «انما یعرف القرآن من خوطب به» (حر عاملی، ج 27، ص 185، ح 33556) ما از طریق وحی و از طریق وابستگان به وحی قرآن را اخذ کنیم و بحمد الله از آن راه هم غنی هستیم.» (صحیفه امام، ج18، ص 423)

اما این علم را منحصر به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نمی­داند و علاوه بر اینکه تأویلات عرفانی زیادی در آثار خود دارد، حصول این علم را برای پیروان معصومین(ع) که با قدم طهارت و تهذیب نفس از زمره عالمان ربانی راسخ در علم در آمده و به تبع اهل بيت(ع) مصداق آیه «و ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون  فی العلم» (آل عمران/7) گشته­ اند، ممکن می­داند و می­فرماید:

«بر متعلمان علوم آن بزرگواران و مستفیدان از افادات قرآن شریف و احادیث اهل عصمت(ع) لازم است که برای شکر این نعمت و جزای این عطیت، معامله به مثل نموده، صورت را به باطن ارجاع، و قشر را به لبّ، و دنیا را به آخرت برگردانند که وقوف در حدود، اقتحام در هلکات و قناعت به صُوَر، بازماندن از قافله سالکان است و این حقیقت و لطیفه الهیه که علم به تأویل است، به مجاهدات علمیه و ریاضات عقلیه مشفوع به ریاضات عملیه و تطهیر نفوس و تنزیه قلوب و تقدیس ارواح حاصل شود، ... گر چه راسخ در علم و مُطهَر به قول مطلق، انبیا و اولیا معصومین هستند و از این جهت، علم تأویل به تمام مراتب آن مختص به آنهاست، لکن علمای امت را نیز از آن، به مقدار قدم آنها در علم و طهارت، حظ وافری است.» (امام خمینی، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 61)

و البته از سخنان ایشان استفاده می­شود که رسوخ در علم همچون وجود دارای تشکیک و مراتب است و مصداق اتم و اکمل آن معصومین(ع) هستند و علمای ربانی به میزان ظرفیت وجودی و بهره­مندی از مراتب کمالی و برخورداری از طهارت و پاکی نفس از علم تأویل برخوردارند؛ چنان که می­فرماید: «کسی می­تواند از تأویل آگاه شود که بهره­ای از مراتب عالم داشته باشد. هر اندازه که حظی از مراتب عالم داشته باشد، همان مقدار می­تواند از تأویل قرآن آگاه و بهره­مند شود تا جایی که به غایت کمال انسانی و منتهای مراتب کمالی برسد. در این صورت است که آگاه به جمیع مراتب تأویل می­گردد.» (امام خمینی، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، ص 50)

و در جای دیگر می­فرماید: «... از برای کتاب تدوین الهی به اعتباری هفت بطن هست و به توجیه دیگر هفتاد بطن که جز خدا و راسخان در علم کسی را از آن بطون آگاهی نیست و آن معانی را مس نمی­کند، مگر کسانی که از حدثهای معنوی و اخلاق پست و بد، پاک و پاکیزه بوده و با فضایل علمی و عملی آراسته باشند و هر کس به هر مقدار که منزه­تر و مقدس­تر است، تجلی قرآن بر او بیشتر و حظ و نصیبش از حقایق قرآن فراوان­تر خواهد بود.» (امام خمینی، شرح دعای سحر، ص 94-95)

و آن گاه به مخاطبین کتابشان توصیه می­نمایند که مجاهده کنید و تهذیب نفس در پیش گیرید تا بتوانید از قشر و صورت قرآن بگذرید و به لب و باطن آن برسید. (امام خمینی، همان، ص 95)

حضرت امام در جاي ديگر پس از بيان اهميت تزكيه نفس و وصول به درجات و شرح صدر براي تحمل ارواح معاني و درك بطون و كشف سرّ حقايق و گشاده شدن دل براي تجريد معاني از ظاهر مي‌فرمايند: «و از اين شجره مباركه و چشمه زلال است كه درهاي تأويل بر دلهاي سالكان باز مي‌شود و به شهر علماي راسخين در مي‌آيند و راه حس را پشت سر گذاشته، به منازل كتاب الهي سفر مي‌كنند؛ زيرا كه قرآن را منزلها و مرحله‌ها و ظاهرها و باطنهايي است.» (امام خمینی، همان، ص 70)

البته از ديدگاه امام خميني(س) پرداختن به تأویل عرفانی و توجه به معانی باطنی به معنای نادیده گرفتن ظاهر آیات و تفسیر آنها نمی­باشد؛ چنان که ايشان می­فرمایند:

«پس عارف کامل کسی است که همة مراتب را حفظ کند و حق هر صاحب حقی را ادا کند و دارای هر دو چشم و هر دو مقام و هر دو نشأه باشد، ظاهر و باطن کتاب را قرائت کند و در صورت و معنایش و تفسیر و تأویلش تدبر نماید؛ که ظاهر بدون باطن و صورت بدون معنی مانند پیکری است بدون روح، و دنیایی است بدون آخرت؛ همان گونه که باطن را به جز از رهگذر ظاهر نمی­توان به دست آورد؛ زیرا دنیا کشتزار آخرت است. پس کسی که فقط ظاهر را بگیرد و در همان جا بایستد، تقصیر کرده و خود را معطل نموده است و آیات و روایات بسیاری نیز بر رد آن است که دلالت دارد بر اینکه تدبر در آیات الله و تفکر در کتابهای الهی و کلماتش را نیکو شمرده، و بر آن کس که از تدبر و تفکر روی بگرداند و در قشر و ظاهر آیات و روایات متوقف گردد، اعتراض دارند. و کسی که فقط راه باطن را پیش گیرد بدون آنکه به ظاهر نگاه کند، خودش از صراط مستقیم گمراه و دیگران را نیز گمراه خواهد نمود. و اما کسی که ظاهر را برای وصول به حقایق بگیرد و نگاهش [همچون نگاه] به آینه برای دیدن جمال محبوب باشد، اوست که راه مستقیم را پیموده و قرآن را همچنان که شاید، تلاوت نموده و از آنان که از ذکر رب اعراض کرده ­اند، نخواهد بود. و خداست که به حقیقت کتابش داناست و علم کتاب نزد اوست.» (امام خمینی، همان، ص 98)

 پی­نوشت­ها:

1. هر حرفی را دو صورت است: صورت لفظی و صورت کتبی که یکی را «زُبُر» و دیگری را «بیّنات» گویند؛ مثلاً حرف «لام» صورت لفظی­اش مرکب است از «ل، ا، م» و صورت کتبی­اش فقط «ل» است.

2. در مورد تفاوتهای کلام و کتاب که با توجه به نسبت میان آن دو ذکر شده است: ر. ک: عابدی، احمد، کلام خدا و کتاب خدا، صحیفه مبین، دوره دوم، ش 2، 1378 ش، ص 105.

 منابع

   

1. قرآن كريم

2. ابن منظور، ابي الفضل جمال الدين محمد بن مكرم، لسان العرب، بيروت: دار احياء التراث العربي، اول، 1408 ق.

3.    آلوسی بغدادی، سید محمود، روح المعانی فی تفسیر القرآن الکریم و السبع المثانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چهارم، 1405 ق.

 4.  امام خمینی(س)، آداب الصلوۀ، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، دوازدهم، 1384 ش.

5. امام خمینی(س)، تعلیقات علی شرح فصوص الحکم و مصباح الانس، قم، مؤسسه پاسدار اسلام، اول، 1406 ق.

6. امام خمینی(س)، شرح حدیث جنود و عقل و جهل، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، دوم، 1377 ش.

7.  امام خمینی(س)، شرح دعای سحر، ترجمه سید احمد فهری، تهران: نشر تربت، سوم، 1384 ش.

8. امام خمینی(س)، صحیفه امام، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، اول، 1378 ش.

9.   امام خمینی(س)، کشف الاسرار، قم: انتشارات مصطفوی، بی تا.

10.     امام خمینی(س)، مصباح الهدایۀ الی الخلافۀ و الولایۀ، مقدمه: سید جلال الدین آشتیانی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، پنجم، 1384 ش.

11.  آملی، سید حیدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، تصحیح و مقدمه: هنری کوربن و عثمان یحیی اسماعیل، تهران: انستیتو ایرانشناسي و فرانسه و انتشارات علمی و فرهنگی، دوم، 1368 ش.

12. ایازی، سید محمد علی، تفسیر قرآن مجید برگرفته از آثار امام خمینی(س)، ناظر: آیۀ الله محمد هادی معرفت، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، اول، 1384 ش.

13.  حرّ عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعۀ، قم: مؤسسة آل البیت لاحیاء التراث، اول، 1409 ق.

14. حسن­زاده آملی، حسن، مدارج قرآن و معارج انسان، کیهان اندیشه، ش 2، 1372 ش.

15. راغب اصفهانی، ابی القاسم الحسین بن محمد بن المفضل، المفردات فی غریب القرآن، مصر: مطبعه المیمنه، اول، 1324ق.

16.  سبحانی، جعفر، تهذیب الاصول، تقریر البحث الامام الخمینی(س)، قم: انتشارات دار الفکر، سوم، 1367 ش.

17.  سبزواری، ملا هادی، شرح الاسماء، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، 1372 ش.

18. فناری، محمد بن حمزه مصباح الانس، تصحیح و مقدمه: محمد خواجوی، تهران: انتشارات مولی، اول، 1416 ق.

19. فیض کاشانی، محسن، تفسیر صافی، تصحیح و مقدمه: شیخ حسین الاعلمی، بیروت: مؤسسۀ الاعلمی للمطبوعات، بی تا.

20. قوامی شیرازی، صدر الدین محمد، الحکمۀ المتعالیۀ فی الاسفار العقلیۀ، بیروت: دار احیاء التراث العربی، چهارم.

21. قونوی، صدر الدین محمد بن اسحاق، اعجاز البیان فی تأویل ام القرآن، قم، انتشارات ارومیه، دوم، 1404 ق.

22. لاهیجی، محمد، مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز، مقدمه: کیوان سمیعی، تهران: انتشارات سعدی، دوم، 1374 ش.

23.  مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت: مؤسسة الوفاء، 1404 ق.

24.   محمدی آرانی، فاطمه، تأویل قرآن کریم از دیدگاه علامه سید حیدر آملی و ملا صدرا، قم: دار الهدی، اول، 1382 ش.

25. .   مدرس آشتیانی، مهدی، تعلیقۀ رشیقۀ علی شرح المنظومۀ، تهران: انتشارات دانشگاه تهران، سوم، 1372 ش.

 26. معرفت، محمد هادي، التمهيد في علوم القرآن، قم: مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة، اول، 1415 ق.



کلمات کليدي : قونوی امام خمینی(س) حضرت حق تعالی شرح دعای سحر قرآن آداب الصلوۀ عوالم غیب و شهود علی(ع) عرفا امام صادق(ع) مراتب هفت­گانه عوامل جبروت و ملکوت شیطان معصومین(ع) حسن¬ زاده آملی
 

 

مرتبط با موضوع :

 اصول ومباني تأويل قرآن ازديدگاه امام خميني1  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 فروغ خميني(س) در جهان معاصر(1)  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 فروغ خميني(س) در جهان معاصر(2)  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 فروغ خميني(س) در جهان معاصر(3)  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 مقصود قرآن از منظر امام خميني(س)  [شنبه، 1 اسفند ماه ، 1388]
 

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : zuf34fej
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
 
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب

انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب