روزنه تابش نور اميد، كليد گشايش حاجات و سلاح پيروزي مؤمن بر دشمن دروني و بيروني دعا و نيايش در پيشگاه ربوبي است كه.....
به بيان صادق آل عصمت(ع) نعمتها و رحمتهايي نزد پروردگار هست كه جز با دعا نميتوان به آن رسيد؛ هر در كه آن را بكوبي عاقبت گشوده ميشود.[1] و اين اراده و خواست رحماني است؛ چنانكه قرآن كريم ميفرمايد: «و قال ربكم ادعوني استجب لكم؛[2] وپروردگار شما گفته است: مرا بخوانيد تا [دعاي] شما را اجابت كنم».
دعا و نيايش عامل شفا از هر دردي است و سبب دوري از هر بلايي؛ همانگونه كه امير مؤمنان(ع) توصيه مينمايد: «امواج بلا را از خودتان با دعا دور كنيد قبل از آنكه بر شما وارد شود. به خدايي كه دانه را شكافت و مخلوق را آفريد قسم كه بلا به سوي مؤمن سريعتر از روانه شدن سيل از فراز تپه به پايين آن ميآيد».[3]
يكي از شريفترين اوقات براي دعا و به طور كلي عبادت پروردگار، ماه مبارك رمضان است كه خداوند در سوره بقره پس از بيان وجوب روزه و اهميت ماه رمضان، بر اين نكته تأكيد ميورزد و اجابت دعاي بندگان را منوط به پذيرش دعوت حق و ايمان به او مينمايد: «و اذا سئلك عبادي عني فاني قريب اجيب دعوه الداع اذا دعان فليستجيبوا لي وليؤمنوا بي لعلهم يرشدون؛[4] وهنگامي كه بندگان من از تو [اي پيامبر!] درباره من سؤال كنند، [بگو:] من نزديكم؛ دعاي دعا كننده را زماني كه مرا ميخواند، پاسخ ميگويم. پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند تا راه يابند [و به مقصد برسند]».
با تمام سفارشي كه در آيات و روايات نسبت به دعا و نيايش شده و راز و نياز با پروردگار از امور فطري شمرده شده و حتي روان شناسان، حس مذهبي و نيايش را يكي از ابعاد اساسي روح و روان آدمي دانسته اند، باز عدهاي دعا را عامل تخدير و سستي انسان ميدانند و گروهي دعا را دخالت و فضولي در كار خدا و برخي آن را با مقام تسليم و رضا در منافات ميبينند؛ پاسخ چيست؟
اولا دعا موجب سستي و تنبلي نيست؛ زيرا از آن جهت كه سبب روشن شدن چراغ اميد در دل است، عامل تقويت اراده ميباشد و انگيزه آدمي را در جهت نيل به مقصود، مضاعف مينمايد. ثانيا فضولي و دخالت در كار پروردگار نيست؛ چون مواهب الهي بر حسب استعداد و لياقتها به افراد داده ميشود و دعا باعث زياد شدن ظرفيت وقابليت براي دريافت فيض بيشتر ميباشد. و ثالثا منافاتي با تسليم و رضا ندارد؛ براي اينكه تسليم و رضا آن است كه هر چه بر حسب استعداد به انسان رسيد، زبان به شكايت نگشايد؛ اما دعا كردن توجه بيشتر به ذات ربوبي براي دريافت استعداد بيشتر است. ضمن آنكه رضا و تسليم نيز از نعمتهاي والاي رحماني است كه آدمي ميتواند با دعا و خواهش از پروردگار دريافت نمايد.
اما قبولي دعا و اجابت آن با استفادته از متون ديني متوقف بر شرايطي است كه آنها را ميتوان در چهار شرط خلاصه كرد:
1. حالات دعا كننده: آمادگي روحي و فكري و بي آلايش بودن قلب، اثر زيادي در اجابت دعا دارد و اين موضوع در اوقات خاصي همچون نيمههاي شب و سحرگاه تحقق بيشتري مييابد؛ چنانكه خداوند به حضرت موسي(ع) فرمود: «در تاريكي شب، با قلبي خاشع و جسمي متواضع و چشمي اشكبار مرا بخوان كه مرا نزديك خواهي يافت و دعاي تو را اجابت ميكنم».[5]
2. دوري از غفلت و گناه: تيرگي گناه و غفلت چون پرده ضخيمي در برابر اجابت دعا قرار ميگيرد و انسان را از شرايط دعا دور ميسازد، مگر اينكه با قدم توبه به پيشگاه ربوبي وارد شود. در دعاي كميل ميخوانيم: «اللهم اغفر لي الذنوب التي تحبس الدعاء؛[6] خداوندا! گناهاني را كه دعاي مرا حبس ميكند، بر من ببخشاي»!
3. پرهيز از غذاي ناپاك: پاكي و ناپاكي طعامي كه انسان تناول ميكند، تأثير مستقيم در اعمال او، از جمله دعا و نيايش او دارد. رسول اكرم(ص) در جواب كسي كه گفت: دوست دارم دعايم مستجاب شود، فرمود: «طهر مأكلتك و لا تدخل بطنك الحرام؛[7]غذاي خود را پاك كن و از غذاي حرام بپرهيز»!
4. نياز واقعي: گاهي آدمي به جهت عدم شناخت كافي با اصرار، چيزي را از پروردگار درخواست ميكند كه به سود او نيست و نياز واقعي او را تشكيل نميدهد. در اين صورت لطف الهي بر طبق مصلحت او عمل ميكند و به نيازهاي كاذبش ترتيب اثر نميدهد.
اما آنچه نقش اساسي در كيفيت دعا و اجابت آن دارد، تمسك به اسماي حسناي الهي و واسطه قرار دادن آنها در پيشگاه پروردگار است كه فرمود: «و لله الاسماء الحسني فادعوه بها؛[8] و براي خدا نامهاي نيك است. پس خدا را به آن نامها بخوانيد». اسماي حسنايي كه در حقيقت وجود مبارك اولياي رحماني و حجتهاي الهي در روي زمين ميباشند؛ چنانكه امام رضا(ع) فرمود: «نحن و الله الاسماء الحسني؛[9] به خدا قسم! ما اسماي حسنا هستيم».