حكيم هوشمندي نزد پادشاه عصر خود رفت. شاه به او رو كرد و گفت: مرا اندكي موعظه كن!
حكيم گفت: پند دادن آسان است، ولي عمل به آن دشوار ميباشد. وانگهي پند بردن به نزد نادان مانند باريدن باران در شوره زار....
است. اكنون اين پند مرا بشو:
هر سري كه در آن عقل نيست، مانند چشمهاي است كه در آن آب نيست.
هر انساني كه خصلت جوانمردي ندارد، مانند بوستاني است كه گل ندارد.
هر دانشمندي كه پرهيزكار نيست، مانند اسبي است كه لگام ندارد.
و هر فرمانروايي كه خوف {از خدا} را راهنماي خود سازد و حلم و خودنگهداري را همنشين خود قرار دهد و نزديكانش را همواره به عدل و راستي دستور فرمايد، سزاوار است كه مشمول خشنودي خدا گردد.