.
Untitled
  • 12
  • در باره ما
  • گالري
  • كامپيوتري
  • استاد يعقوب قمري شريف آبادي
  • مطالب سايت
  • صفحه نخست
  • 12
                        
مديريت سايت

مدير محتوايي: مهدي رضواني پور
مدير فني :مرضيه قمري
منوي اصلي
مقالات مدير سايت
 

امكانات سايت


مطالب سايت



  گالري


 
تصاویر تصادفی


اطلاعات كامپيوتري
آموزشها

  معرفي نرم افزار
 
1.    سيستم عامل
2. مالتي مديا 3. گرافيك
4. اينترنت
5. امنيتي
6. كاربردي
7. اداري و دفتري
8. ابزارهاي سي دي
9. سرگرمي
  دانلود ها

  
 
متفرقه: مزد رسالت
نگارش یافته توسط mahdy  
چهارشنبه، 16 تير ماه ، 1389

منطق پيامبران

قاموس بزرگ تاريخ بشر، مملو از گلواژه‏هاى صدق و اخلاص، ايثار و جوانمردى، نوع‏دوستى و محبت، صبر و بردبارى، و عبوديت و بندگى است؛ واژه‏هايى كه مناديان توحيد و هاديان راستين جوامع، يعنى پيامبران ‏الهى(ع)‏ بدان‏ها معنى بخشيده و...

براى تحقق اين ارزشهاى والاى انسانى، از هيچ كوششى فروگذار نكرده‏اند. انگيزه اين فرستادگان خداى رحمان، جز كسب رضا و خشنودى خداوند نبوده است و از اين رو، در راه خطير و دشوار هدايت امت خويش، هرگز احساس خستگى و فرسودگى نكردند و براى سعى و تلاش خود حد و حصرى نديدند و به بيان قرآن كريم: «آنان هيچ‏گاه در برابر آنچه در راه خدا به ايشان مى‏رسيد، سست و ناتوان ‏نشدند.»(1)

صداقت و خلوص پيامبران در انجام وظيفه رسالت در شعارى نهفته است كه نشان مى‏دهد هدف آنان ‏سودجويى و كسب منافع مادى نبوده و تنها اجر و پاداش خود را از پروردگار هستى مى‏طلبيدند. قرآن مجيد، اين شعار را كه حكايت از منطق والاى آنان دارد، از قول انبيايى نظير: نوح، هود، صالح، لوط و شعيب(ع)‏ اين‏چنين نقل مى‏كند: «و ما اسئلكم عليه من اجر ان اجرى الا على رب العالمين؛(2) من از شما در برابر دعوتم مزدى ‏نمى‏طلبم، اجر و مزد من فقط بر پروردگار عالميان است.»

اين منطق عالى و موحدانه را در جريان اصحاب قريه (داستان مردم شهر انطاكيه از شهرهاى كنونى كشور تركيه) نيز مى‏بينيم؛ آنجا كه به فرموده قرآن، چون فرستادگان عيسى مسيح(ع)‏ براى رهايى مردم از شرك و بت‏پرستى و هدايت آنها به توحيد و يگانه پرستى به آن شهر رفتند و با تكذيب مردم رو به رو شدند، آزادمردى ‏به نام «حبيب نجار» به ايشان ايمان آورد و مردم را به پيروى از آنان دعوت نمود و اظهار داشت: «اتبعوا من لايسئلكم اجرا و هم مهتدون؛(3) از كسانى پيروى كنيد كه از شما اجرى نمى‏خواهند و خود هدايت يافته‏اند.»

 منطق رسول اعظم(‏ص)

خاتم رسولان، پيامبر اكرم(‏ص) كه به راستى «رحمت براى جهانيان»(4) مى‏باشد، به عنوان گل سرسبد وجود و قافله سالار كاروان رسالت، جايگاه ويژه‏اى دارد. او يگانه شخصيتى است كه به بيان قرآن كريم از جنس خود مردم بود و دردها و رنج‏هاى آنان برايش سخت و دشوار مى‏نمود و بر خير و سعادت و هر گونه پيشرفت و تعالى امتش اصرار مى‏ورزيد و نسبت به اهل ايمان بسيار دلسوز و رحيم بود: «لقد جاءكم رسول من انفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رئوف رحيم؛(5) رسولى از خود شما به سويتان آمد كه رنج‏هاى شما بر او سخت ‏است و حريص بر [هدايت و خير و سعادت] شما مى‏باشد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.»

آن حضرت در طول بيست و سه سال سعى و تلاش طاقت فرسا در راه ابلاغ رسالت الهى و تحمل مشكلات، ناملايمات و سختى‏هاى بسيار در راستاى نجات بشر از ورطه جهل و گمراهى و هدايت به سوى كمالات ‏انسانى، به بيان قرآن، همچون ديگر پيامبران الهى(ع)‏ تنها در صدد كسب رضايت و خشنودى خداوند بود و با نفى سودجويى مادى و اجرت­طلبى از مردم در برابر رسالت خويش مى‏فرمايد: «ما اسئلكم عليه من اجر و ما انا من المتكلفين؛(6) من براى آن (ابلاغ رسالت خود) مزد نمى‏خواهم و شما را به زحمت نمى‏اندازم.»

همچنين در سلسله پرسش‏ها و بازپرسى‏هاى قرآن كريم از منكران رسول اكرم(‏ص) و كتاب آسمانى و رسالت ‏او، مى‏خوانيم: «ام تسئلهم اجرا فهم من مغرم مثقلون؛(7) يا اينكه تو از آنها مطالبه مزد مى‏كنى كه پرداختش براى آنها سنگين است؟!» يعنى اگر بهانه مشركان و منكران اين است كه شنيدن سخنان پيامبر خدا(ص) هزينه دارد و اجر و مزد سنگينى را بايد در برابر آن بپردازند و آنها قادر به پرداخت آن نمى‏باشند، اين سخن، دروغى بيش نيست و پيامبر(ص) مانند ديگر پيامبران خدا از آنها اجر و پاداشى مطالبه نمى‏كند.

ولى با وجود اين مطالب، در آيات قرآن دو مزد براى رسالت پيامبر اعظم(‏ص) ذكر شده كه عبارت است از:

1. مودت اهل بيت(ع)‏

گفته‏اند آن‏گاه كه حضرت رسول(‏ص) وارد مدينه شد و پايه‏هاى اسلام را محكم گردانيد، انصار گفتند: ما خدمت رسول خدا(ص) مى‏رويم و عرض مى‏كنيم: اگر مشكلات مالى پيدا شده، اين اموال ما بدون هيچ گونه ‏قيد و شرطى در اختيار تو قرار دارد. هنگامى كه اين سخن را خدمت آن حضرت عرض كردند، آيه ذيل نازل ‏شد: «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى؛(8) بگو: من مزدى از شما در برابر رسالتم، جز محبت نزديكانم ‏نمى‏طلبم.»

پيامبر اكرم(ص) آيه را بر آنها تلاوت كرد و سپس فرمود: «نزديكان مرا بعد از من دوست بداريد!» آنها نيز با خوشحالى و رضا و تسليم از محضرش بيرون آمدند....(9)

اما اينكه مراد از نزديكان پيامبر(ص) (القربى) چه كسانى هستند؟ روايات متواتر زيادى در منابع شيعه و سنى ‏دلالت بر اين دارد كه منظور از «القربى» اهل بيت آن حضرت مى‏باشد؛ چنان‏كه در «فضائل الصحابة» نقل شده: «هنگامى كه اين آيه نازل شد، اصحاب عرض كردند: اى رسول خدا! خويشاوندان تو كه مودت آنها بر ما واجب ‏است، چه كسانى هستند؟ فرمود: على و فاطمه و دو فرزند آن دو. و اين سخن را سه بار تكرار فرمود.»(10)

شايان ذكر است كه در اين آيه، خداوند به جاى گفتن «الا المودة القربى» با افزودن لفظ «فى» كه مفيد ظرفيت ‏است، فرمود: «الا المودة فى القربى» و اين نشان مى‏دهد كه تنها دودمان پيامبر اكرم(ص) ظرف مودت‏اند؛ يعنى ‏انسان مى‏تواند نسبت به ديگران از علاقه و محبت برخوردار باشد، ولى مودت و ارادت لبريز شده‏اى كه به ‏دنبالش الگوپذيرى و پيروى صادقانه باشد، فقط در شأن اهل بيت(‏ع) ثابت است؛ چنان‏كه زمخشرى از دانشمندان و مفسران بزرگ اهل سنت، در ذيل تفسير آيه فوق، بدين مطلب تصريح كرده است.(11)

2. راهيابى مؤمنان به سوى خدا

پس از آنكه خداوند، پيامبر(ص) را به عنوان رسول بشارت­ دهنده و انذاركننده معرفى مى‏كند كه «و ما ارسلناك الا مبشرا و نذيرا»(12) اجر و پاداش چنين رسالتى را، راه جويى به سوى پروردگار بر شمرده، به پيامبرش ‏مى‏فرمايد: «قل ما اسئلكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الى ربه سبيلا؛(13) بگو: من در برابر آن (ابلاغ آيين خدا) هيچ‏گونه پاداش و مزدى از شما نمى‏طلبم، مگر كسى كه بخواهد راهى به سوى پروردگارش برگزيند.[اين پاداش من‏است.]»

حقيقت مزد رسالت

توجه به دو تعبيرى كه در آيات فوق درباره مزد رسالت شده و ديگر آيات اين باب كه طلب اجرت از مردم را نفى كرده، بيانگر آن است كه اين آيات با هم منافاتى ندارند؛ چراكه لازمه دوستى و محبت نسبت به خاندان ‏پيامبر(ص)، پذيرش ولايت و قبول رهبرى ائمه معصومين(‏ع) است كه در حقيقت تداوم رهبرى پيامبر اعظم(ص) ‏و ادامه مسئله ولايت الهى او است و به فرموده علامه طباطبايى: «برگشت مودت نسبت به اهل بيت(‏ع)، به اين ‏است كه مردم معارف دين را از اهل بيت(‏ع) بگيرند، نه اينكه مالى [به عنوان مزد رسالت ] به آنان بدهند.»(14) ازاين رو، پذيرش چنين ولايت و رهبرى، سبب تقرب به سوى خدا و سعادت خود انسان‏ها مى‏باشد و نتيجه‏اش ‏به خود آنان باز مى‏گردد؛ چنان‏كه قرآن كريم در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: «قل ما سألتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله؛(15) بگو [اى پيامبر!] پاداشى كه از شما خواسته‏ام، به سود شما است و اجر من بر كسى جز خدا نيست.»

و در دعاى شريف ندبه، پس از تلاوت سه آيه فوق(16) در قالب راز و نياز با پروردگار بى‏نياز، اظهار مى‏شود: «پس اهل بيت پيامبر(ص) طريق به سوى تو و راه نيل به بهشت رضوان تو هستند.»

بنابراين، «اگر در مورد پيامبر اسلام(ص) اجر رسالت، مودت ذى القربى شمرده شده است، اين مودت از يك‏سو، به سود خود مؤمنان است، نه به سود پيامبر(ص) و از سوى ديگر، اين محبت وسيله‏اى است براى هدايت ‏يافتن به راه خدا... .

و به تعبير ديگر، براى ادامه راه پيامبر(ص) و هدايت و رهبرى او، بايد دست به دامن ذوى القربى زد و از رهبرى آنها استمداد جست. اين همان چيزى است كه شيعه در مسئله امامت از آن جانبدارى مى‏كند و معتقد است رشته رهبرى بعد از پيامبر اكرم(ص) نه در شكل نبوت كه در شكل امامت براى هميشه ادامه خواهد داشت.»(17)

با اين وجود، مطابق سخن رئيس مذهب جعفرى، امام صادق(‏ع) در ذيل آيه 23 سوره شورى، مردم در مودت و محبت نسبت به خاندان رسالت و پيروى از آنان كوتاهى كردند. صادق آل عصمت(‏ع) مى‏فرمايد:

«آن‏گاه كه اين آيه بر رسول خدا(ص) نازل شد، آن حضرت در بين مردم برخاست و فرمود: اى مردم! خداوند تبارك و تعالى حقى را از من بر شما واجب فرموده، آيا شما آن را ادا خواهيد كرد؟ هيچ كس پاسخ نداد و   پيامبر(ص) منصرف شد [و به خانه رفت]. روز بعد، دوباره برخاست و همان سخن را تكرار فرمود و باز مردم ‏پاسخى ندادند. روز سوم نيز چون [به همان ترتيب] جوابى نشنيد، فرمود: اى مردم! آن حقى كه گفتم، از طلا و نقره و خوردنى و نوشيدنى (از امور مادى و مالى) نيست. مردم گفتند: اگر چنين است، پس بفرماييد! پيامبر(ص) فرمود: خداوند متعال بر من آيه «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى» را نازل فرموده است. اينجا بود كه ‏مردم اظهار داشتند: اين حق را مى‏پذيريم.

امام صادق‏(ع) در ادامه فرمود: «به خدا قسم! هيچ كس به آن وفا نكرد، به جز هفت نفر: سلمان و ابوذر و عمار و مقداد بن اسود كندى و جابر بن عبدالله انصارى و ثبيت (غلام رسول خدا) و زيد بن ارقم.»(18)

ضرورت تأسى به شيوه پيامبر(ص)

اكنون كه به فرموده‏ گرانبهاى رهبر فرزانه‏مان «امت اسلام و ملت ايران امروز بيش از هميشه به هدايت، بشارت، انذار و درس­هاى سعادت‏آفرين پيامبر اعظم(ص) نيازمند است.»(19) شايسته مى‏نمايد كه با تأسى به رسول خدا(ص)، آن اسوه حسنه كمال ‏انسانى، بر صدق و اخلاص خويش در انجام وظايف دينى، به ويژه امور مربوط به هدايت و اصلاح خود و جامعه بيفزاييم و بدانيم كه مردم شيفته كسانى هستند كه بدون هيچ چشم‏داشتى در صدد بهبود وضعيت ‏فرهنگى جامعه و رفع گرفتارى‏هاى آنان مى‏باشند و خدمات دلسوزانه و بى‏ريا را تنها براى رضا و خشنودى ‏پروردگار انجام مى‏دهند. و در اين صورت است كه توفيق در كارها حتمى خواهد بود.

تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن

كه دوست خود روش بنده پرورى داند(20)

 مهدي رضواني پور

 

پي­نوشت­ها:

1) آل عمران / 146.

2) شعراء / 164 ؛ 145 ؛ 127 ؛ 109 و 180؛ همچنين ر. ك: يونس / 72 و هود / 29 و 51.

3) يس / 21.

4) انبياء / 107.

5) توبه / 128.

6) ص86.

7) طور / 40 و قلم / 46.

8) شورى / 23.

9) ر. ك: مجمع البيان، شيخ طبرسى، بيروت: دار الكتب العلميه، اول، 1418 ق، ج 9، ص 44؛ تفسير نمونه، آيت اللَّه مكارم شيرازى، تهران: دار الكتب ‏اسلاميه، هيجدهم، 1379 ش، ج 25، ص 425.

10) احقاق الحق و ازهاق الباطل، قاضى سيد نور اللَّه حسينى مرعشى، چاپ هند، 1019 ق، ج 3، ص 2، به نقل از فضائل الصحابة.

11) الكشاف، زمخشرى، رياض: مكتبه العبيكان، اول، 1418 ق، ج 5، ص 404: «فان قلت: هلّا قيل: الا مودة القربى، او الا المودة للقربى، و ما معنى‏قوله (الا المودة فى القربى)؟ قلت: جعلوا مكاناً للمودة و مقرّا لها... و تقديره: الّا المودة ثابتة فى القربى و متمكنة فيها.»

12) فرقان / 56: «[اى پيامبر!] ما تو را جز به عنوان بشارت دهنده و انذار كننده نفرستاديم.»

13) همان / 57.

14) ترجمه تفسير الميزان تأليف علامه طباطبايى، مترجم سيد محمد باقر موسوى همدانى، قم، دفتر انتشارات اسلامى، اول، 1367 ش، ج 18، ص74، ذيل آيه 23 سوره شورى.

15) سبأ / 47.

16) شورى / 23؛ فرقان / 57؛ سبأ / 47.

17) تفسير نمونه، ج 15، ص 157.

18) بحارالانوار، علامه مجلسى، بيروت: دار احياء التراث العبرى، 1412 ق، ج 22، ص 321، ح 11.

19) پيام رهبر معظم انقلاب، حضرت آية الله خامنه‏اى در نوروز 1385.

20) ديوان حافظ، به كوشش دكتر خليل خطيب رهبر، تهران: انتشارات صفى، بيست و يكم، 1377 ش.، غزل 177.



کلمات کليدي : خداي رحمان قرآن كريم خلوص پيامبران نوح هود صالح لوط شعيب رسول اعظم مومنان اهل بيت مفسران اهل سنت زمخشري رب العالمين اصحاب قريه عيسى مسيح(ع) كتاب آسمانى فضائل الصحابة زمخشرى ائمه معصومين(‏ع) ندبه صادق آل عصمت(‏ع) عمار و مقداد بن اسود كندى و جابر بن عبدالله انصارى مهدي رضواني پور آل عمران شعرا يس انبياء توبه شوري طور آيت الله مكارم شيرازي الكشاف فرقان بحار الانوار عالمه مجلسي ديوان حافظ
 

 

مرتبط با موضوع :

 معجزة جاويد رسول(ص)  [چهارشنبه، 10 شهريور ماه ، 1389]
 همدلی و اتحاد ملی  [چهارشنبه، 10 شهريور ماه ، 1389]
 گلواژه­ هاي قرآن(2)  [سه شنبه، 9 شهريور ماه ، 1389]
 گلواژه­ هاي قرآن(1)  [سه شنبه، 9 شهريور ماه ، 1389]
 فرهنگ صرفه­ جويي  [شنبه، 30 مرداد ماه ، 1389]
 ريزترين نامه دنيا  [پنجشنبه، 9 ارديبهشت ماه ، 1389]
 عبوديت مهم¬ترين ويژگي پيامبر اكرم(ص) است  [پنجشنبه، 5 فروردين ماه ، 1389]
 دست قدرت الهي  [پنجشنبه، 5 فروردين ماه ، 1389]
 دعا كليد گشايش  [يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388]
 ارمغان بعثت براي بشريت  [يكشنبه، 2 اسفند ماه ، 1388]
 

 
نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : puv15mot
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]
 
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب

انتخاب ها

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب