در عصر ظلمت كه عفريت جهالت، دامن غفلتزاي خويش را بر سراسر زمين گسترده و خيمه تاريكي بر انديشه و فكر بشريت افراشته و توان بصيرت و بازيابي حقيقت را از تمامي انسانها زدوده بود، سپيدة سحر از آسمان قلب رسول خاتم(ص)، نويد طلوع بينايي و شناخت را در فضاي جان مشتاقان هدايت طنين افكن نمود. او به صراحت «و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي»[1] زبان مطهرش را ناطق به آيات روح بخش قرآن از صحيفة قلب پر اسرارش نمود و بدين ترتيب، محمل ظهور معجزهاي جاويد گشت تا هم آيين ابدياش را عاليترين گواه باشد و هم كام عطشناك آدمي را با چشمهسار معارف بيپايان خويش سيراب نمايد و پاسخگوي نيازهاي فطري بشر در همة قرون و اعصار براي نيل به سوي كمال و جمال مطلق گردد.
به فرموده امير بيان (ع): «خداوند پيامبر(ص) را هنگامي فرستاد كه پيامبران حضور نداشتند و امتها در خواب غفلت به سر ميبردند و رشتههاي دوستي و انسانيت از هم گسسته بود. در اين شرايط رسول خدا(ص) به ميان خلق آمد، در حالي كه كتابهاي پيامبران پيشين را تصديق كرد و با نوري هدايتگر انسانها شد كه همه بايد از آن اطاعت نمايند و آن نور، قرآن كريم است».[2] «قرآن نوري است كه خاموشي ندارد؛ چراغي است كه درخشندگي آن زوال نپذيرد؛ دريايي است كه ژرفاي آن درك نشود؛ راهي است كه روندة آن گمراه نگردد؛ شعلهاي است كه نور آن تاريك نشود؛ جدا كنندة حق و باطلي است كه درخشش برهانش خاموش نگردد؛ بنايي است كه ستونهاي آن ويران نشود؛ شفادهندهاي است كه بيماريهاي وحشتانگيز را بزدايد؛ قدرتي است كه ياورانش شكست ندارند و حقي است كه ياري كنندگانش مغلوب نشوند».[3]
و پيامبر اعظم(ص) خود فرمود: «من اراد علم الاولين و الآخرين فليقرء القرآن؛[4] هر كس دانش اولين و آخرين را ميخواهد، قرآن را بخواند».
قرآن، اين وديعة گرانبها و سند حقانيت رسول اعظم(ص) منشور زنده و گويايي است كه به سوي خود فرا ميخواند، دعوت به تدبّر و تفكر مينمايد، مدعيان را به ميدان مبارزه ميطلبد و پيروزمندانه از عرصه نبرد خارج ميگردد كه «قل لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان يأتوا بمثل هذا القرآن لا يأتون بمثله؛[5] بگو: اگر انسانها و جنها با هم اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، نميتوانند همانند آن را بياورند».
چه اينكه به بيان «فتجلي لهم سبحانه في كتابه»[6] قرآن تجليگاه كلامي خداي علي اعلي و تنزل يافته از مصدر لايزال الهي است و بدين جهت، دلهاي سخت همچون كوه را نيز چنانچه با قدم صدق به پيشگاه بلند قرآن وارد شوند، به خشوع و تواضع در برابر عظمت و شكوه معارف رحماني وا مي دارد؛ چرا كه «لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرأيته خاشعا متصدعا من خشية الله؛[7] اگر اين قرآن را بر كوهي نازل مي كرديم، ميديدي كه در برابر آن خاشع ميشود و از خوف خدا بر خود مي شكافد».
«گوته» شاعر و دانشمند آلماني مينويسد: «ساليان درازي كشيشان ما را از پي بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن محمد(ص) دور نگاه داشتهاند؛ اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذاردهايم، پردههاي جهل و تعصب نا به جا از بين مي رود، و به زودي اين كتاب توصيف ناپذير (قرآن) عالم را به خود جلب نموده و تأثير عميقي در علم و دانش جهان گذاشته، عاقبت محور افكار مردم جهان ميگردد».
و نيز مي گويد: «ما در ابتدا از قرآن روگردان بوديم، امّا طولي نكشيد كه اين كتاب توجّه ما را به خود جلب نمود و ما را دچار حيرت ساخت تا آنجا كه در برابر اصول و قوانين علمي و بزرگ آن سر تسليم فرود آورديم».[8]
توجه به آيات روح فزاي قرآن، پرده از روي اين حقيقت بر مي دارد كه نزول قرآن به منظور قرائت و خواندن آن نبوده، بلكه هدف «ذكر»، «انذار»، «خارج نمودن انسانها از ظلمت به سوي نور»، «شفا و رحمت» و «هدايت» بوده است. از اين رو، هدفنهايي، عمل كردن مسلمانان به راهنماييهاي نجات بخش اين كتاب مقدس در متن زندگي و رهايي خويش از اسارت نفس درون و استكبار بيرون و منور گشتن به نور خدايي و بهرهمندي از حيات طيبه است؛ هدفي كه امروزه جوامع اسلامي با كمال تاسف از آن مهجور ماندهاند.
رهبر عزيز و فرزانه انقلاب ميفرمايند: «امت اسلامي زماني به بركت عمل به قرآن سر آمد علم، عزّت، اخلاق و معنويت بود، امّا امروز به دليل فاصله گرفتن از قرآن با مشكلات متعددي، از جمله نداشتن وحدت كلمه واستقلال، پيشرو نبودن در عرصههاي علمي و مدني و اعمال سلطه از جانب قدرتهاي زورگو مواجه است... اگر امت اسلامي در راه تعاليم اسلام و قرآن گام بردارد و در جهت اتحاد اسلامي، تهذيب نفس، برادري و محبت ديني، پيشرفت علمي و صلابت و اقتدار در مقابل دشمنان تلاش نمايد، بي شك زمينههاي تأثير گذاري اين قدرت بزرگ اسلامي بروز و ظهور خواهد يافت... ملت ايران به بركت قرآن توانست از سلطه قدرتهاي شيطاني رهايي يابد و جوانهاي خود را در مسير پيشرفت و ترقي قرار دهد. و تمام جنجالها بر ضد نظام اسلامي به دليل ترس قدرتهاي زورگو از تبديل شدن ايران به يك الگوست». [9]
صد هزاران خیط یکتو را نباشد قوّتیچون به هم برتافتی اسفندیارش نگسلد[1]
امروزه سدّهای بزرگ آبی در سراسر دنیا، منشأ رشد و ترقی ملتها هستند و ضمن تأمین آب شرب مردم و رونق کشاورزی و سرسبزی زمینها، تولید برق میکنند و شهرها را از نعمت نور و روشنایی برخوردار میسازند و در نهایت به توسعه صنعت کمک میکنند و این همه در نتیجه به هم پیوستگی و اتحاد هدایت شده قطرات کوچک و ضعیف آب در پشت سدهای استوار میباشد؛ در حالی که اگر چنین اتحادی حاصل نگردد، آبهای بسیاری هدر میرود و آن پیامدهای خجسته را به همراه نخواهد داشت و یا اگر اتحادی باشد و لکن کنترل شده نباشد، چه بسا سیل های ویرانگر جاری شود و نابودی و مصیبت را با خود به ارمغان آورد. این تمثیلی است از مفهوم آیه شریفه «تعاونوا علی البر و التقوی و لا تعاونوا علی الاثم و العدوان؛[2] در نیکی و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید و هرگز در گناه و [ایجاد] دشمنی همکاری نکنید.»
آنچه متأسفانه در ماههای اخیر، به دنبال رخدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری شاهدیم، اختلاف افکنی برخی افراد میان مردم و همکاری و تعاون بعضی گروهها به مصداق آیه فوق در راه ایجاد دشمنی و عداوت با ترویج شایعات بیاساس و شبهات نابحق برای سست نمودن پایه های نظام جمهوری اسلامی است؛ نظام مقدسی که به فرموده بنیانگذار فقیدش، پدیدهای الهی است که با به کار بستن آن، میتوانیم سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین میکنیم.[3] و نیز در وصیت نامه سیاسی- الهی خویش توصیه فرمودند: «بر ملت عظیم الشأن ایران است که در تحقق محتوای آن به جمیع ابعاد و حفظ و حراست آن بکوشند که حفظ اسلام در رأس تمام واجبات است که انبیاء عظام از آدم(ع) تا خاتم النبیین(ص) در راه آن کوشش و فداکاری جانفرسا نموده اند.»[4]
به طور حتم، وجود اختلافات، تنشها و منازعات به سود هیچ یک از گروهها، احزاب، تشکلها و اشخاص نخواهد بود و چنانکه تاریخ پر فراز و نشیب بشر نشان میدهد، دودِ هیمه برافروخته اش به چشم همگان خواهد رفت و تنها دشمنان اند که از آن بهرمند خواهند شد. فقر و گرسنگی، بیماری و نبود بهداشت عمومی، عدم امنیت، قتل و غارت و مصایب دردناک متعددی که چندین دهه مردم مظلوم کشورهای همجوار، افغانستان و عراق متحمل گشته اند، خود نمونه بارزی از پیامدهای غیر قابل جبرانِِ نبود وحدت و اتحاد ملی است. رسول اکرم(ص) میفرماید: «لا تختلفوا فان من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا؛[5] اختلاف نکنید؛ زیرا آنان که پیش از شما بودند، اختلاف کردند و نابود شدند.»
قرآن کریم نیز این حقیقت را تأیید نموده و پیامد نزاع و کشمکش مجاهدان در راه خدا را سستی و ناتوانی در مبارزه با دشمنان و از میان رفتن هیبت و عظمت آنان بیان نموده است: «لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم؛[6] نزاع نکنید تا سست نشوید و قدرت [و شوکت] شما از بین نرود.»
آورده اند که کاروانی به حاکم خویش شکایت بردند که دو راهزن، کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید: صد کس با دو تن برنیامدند؟! یکی از آنان در پاسخ گفت: آنها دو نفر بودند همراه، ما صد نفر بودیم تنها![7]
بایسته های وحدت
برای نیل به وحدت، لزوم توجه به دو اصل بنیادی احساس میشود؛ اصولی که عمل به آنها خود مهمترین عوامل تداوم انقلاب و حفظ نظام در طول سه دهه گذشته بوده است:
1. مبنا قرار دادن قانون اساسی در تمامی امور و پایبندی فراجناحی به آن توسط همگان و پاسخگویی مناسب و قانونی به نقدهای منصفانه در فضایی عقلایی به جای فضایی هیجانی و احساسی. خاصه با توجه به اینکه قانون اساسی کشور عزیزمان بر پایه آموزه های رهایی بخش اسلام، بنیان نهاده شده است.
2. مد نظر قرار دادن فرمایشات و رهنمودهای رهبری نظام به عنوان محور وحدت کلمه. بیگمان در شرایط حاضر، توجه به سخنان دلسوزانه رهبر فرزانه انقلاب که بارهابر لزوم بیداری و هوشیاری ملت و مسئولین در برابر توطئه های دشمنان تأکید ورزیده و مشفقانه آنان را به اتحاد و اتفاق فراخوانده اند، سهم بسزایی در رفع اختلافات و به حرکت درآمدن چرخ آبادانی کشور و شکوفایی هر چه بیشتر اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی دارد.
آفرین بر عشق کل اوستادصد هزاران ذره را داد اتحاد
همچو خاک مفترق در رهگذریک سبوشان کرد دست کوزهگر[8]
ایشان در دیدار اخیر اعضای مجلس خبرگان رهبری، طی سخنانی حکیمانه، معارضه دشمنان را در سه جبهه معرفی نمودند: الف) تلاش در جهت مخدوش کردن نشانه های امید و ایجاد یأس و ناامیدی با وجود تمامی پیشرفتهای علمی و صنعتی به دست توانای دانشمندان جوان ایرانی همچون پیشرفت در موضوع سلولهای بنیادی؛ ب) منصرف نمودن ذهن مردم از دشمنی دشمنان و اغفال آنان به ویژه خواص و نخبگان از تأثیر خانمان برانداز دشمن؛ و ج) کوشش بسیار در راه ایجاد تفرقه و اختلاف بین اقشار مختلف اجتماع.[9]
به راستی تفاهم ملی، اتحاد و همدلی ملت مسلمان ایران با محوریت ولایت و رهبری، نه تنها باعث حفظ سنگرهای انقلاب در برابر جبهه سوم دشمنان و معاندان است، بلکه در دو جبهه دیگر نیز جلوی حرکت و پیشروی آنان را خواهد گرفت؛ چنانکه امیر بیان، علی(ع) فرمود: «لم یجتمع قوم قط علی امر واحد الا اشتد امرهم و استحکمت عقدتهم؛[10] هرگز گروهی بر یک کار متحد نشدند، مگر آنکه کارشان قوّت گرفت و پیمانشان استحکام یافت.» آری:
چو هم پشت باشید با همرهانیکی کوه کندن ز بن میتوان[11]
بنابر این، شایسته است در شرایطی که دشمنان انقلاب با هم متحد شده و با ساز و کارهای مختلف بهویژه جنگ روانی از مرزهای فرهنگی به سنگرهای معنوی جامعه ما هجوم آورده اند و با تمامی توان و استفاده از ابزارهای گوناگون به تنشها و اختلافات دامن میزنند، ملت عزیز و غیور ایران اسلامی به امید پروردگار متعال، با اتکا به تجربه سی ساله انقلابی خود، در برابر این ضربات ایستادگی کنند و با تمسک به ریسمان مستحکم قرآن و عترت(ع) از رهگذر عمل به آیه کریمه «و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا»[12] نقشه های شوم و تصورات خام معاندان را نقش بر آب سازند و با حفظ وحدت مذهبی، قومی و سیاسی حول محور رهبری نظام و با حمایت از دولت مردمی و خدمتگزار جناب دکتر احمدی نژاد در طریق نیل به قلّهه ای پیشرفت و تعالی همه جانبه گام بردارند.